تبلیغات
تحقیق و مقالات روانشناسی
تحقیق و مقالات روانشناسی
چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله عناصر داستان شامل 29 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  عناصر داستان می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

داستان، امر واقع، و حقیقت

داستان قصه‌ای بر ساخته است. این تعریف حوزه‌های بسیاری را در بر می گیرد؛ از آن جمله است: دروغ‌هایی که در خانه و خانواده سر هم می کنیم تا خود را از کنجکاوی ‌های آزارنده حفظ کنیم، و لطیفه‌هایی که تصادفاً می شنویم و بعد من باب مکالمة مؤدبانه (یا غیر مؤدبانه) بازگو می کنیم، و نیز آثار ادبی خیالپرورد و بزرگی چون بهشت گمشدة میلتون یا خود کتاب مقدس. بله، می گویم که کتاب مقدس داستان است، اما پیش از آنکه از سر اعتقاد به شکاکیت به رضایت سر بجنبانید، چند کلمة دیگر را هم بخوانید. کتاب مقدس داستان است چون قصة بر ساخته است.

امر واقع و داستان آشنایان قدیم‌اند. هر دو از واژه‌های لاتین مشتق شده‌اند. Fact (امر واقع) از facere – ساختن یا کردن – گرفته شده است. Fiction (داستان) از fingere – ساختن یا شکل دادن. شاید فکر کنید چه کلمات ساده‌ای – چرا که نغمة دیگری از سر تأکید یا عدم تأکید بر آنها بار نشده است. اما اقبال این دو در جهان واژه‌ها به یکسان نبوده است. کار و بار fact (امر واقع) رونق فراوان یافته است. در مکالمات روزمرة ما fact (امر واقع) با ستون‌های جامعة زبان یعنی «واقعیت» و «حقیقت» پیوند خورده است. اما fiction (داستان) همنشین موجودات مشکوکی است چون «غیرواقعی بودن» و «دروغ بودن». با این همه، اگر نیک بنگریم. می توانیم ببینیم که نسبت «امر واقع» و «داستان» با «واقعی» و «حقیقی» دقیقاً همانی نیست که به ظاهر می نماید. معنای تحت اللفظی امر واقع هنوز هم در نظر ما «امر رخ داده» است. و داستان هم هرگز معنای «امر ساخته شده» اش را از دست نداده است. اما امور رخ داده یا ساخته شده از چه نظر حقیقت یا واقعیت می یابند؟ امر رخ داده وقتی انجام می گیرد، دیگر وجود واقعی ندارد. ممکن است پیامدهایی داشته باشد، و ممکن است اسنادی وجود داشته باشند دال بر اینکه قبلاً وجود داشته است (مثلاً اسنادی وجود داشته باشند دال بر اینکه قبلاً وجود داشته است (مثلاً جنگ داخلی آمریکا). اما همین که رخ داد، دیگر موجودیت‌اش پایان می پذیرد. اما چیزی که ساخته می شود، تا زمانی که فساد نپذیرد یا نابود نشود، وجود دارد. همین که پایان می پذیرد، موجودیت‌اش آ‎غاز می شود.

سرانجام آنکه امر واقع هیچ نوع وجود خارجی ندارد، حال آنکه داستان ممکن است قرن‌ها دوام بیاورد.

برای روشنتر کردن نسبت عجیب امر واقع و داستان، جایی را که این دو در آن با هم جمع می آیند در نظر می گیریم: جایی که آن را تاریخ می نامیم. در کلمة history (تاریخ) معنایی دو گانه نهفته است. این واژه از واژه‌ای یونانی گرفته شده که در اصل به معنای کاوش یا تحقیق بوده است. اما چیزی نگذشت که دو معنا پیدا کرد که در اینجا به کار ما می آیند: واژة تاریخ از سویی می تواند به معنای «چیزهایی که رخ داده‌اند» باشد؛ از سوی دیگر می تواند «روایت ثبت شده اموری که فرض شده است رخ داده‌اند» معنا دهد. یعنی تاریخ هم می تواند به معنای رخدادهای گذشته باشد و هم قصة (story) این رخدادها: امر واقع – داستان. خود کلمة «story» هم در واژة «history» باقی مانده و اصلاً از این کلمه مشتق شده است. آنچه به عنوان تحقیق آغاز می شود، در خاتمه باید به صورت داستان درآید. امر واقع، اگر می خواهد باقی بماند، باید داستان شود. پس، از این منظر، داستان در تقابل با امر واقع قرار ندارد بلکه مکمل آن است. داستان به اعمال فناپذیر انسان‌ها شکلی می دهد ماندگارتر.

اما حقیقت این است که این تنها یکی از جنبه‌های داستان است. شک نیست که۸ در نظر ما داستان چیزی کلاملاً متفاوت با اسناد تاریخی یا داده‌های صرف است. داستان از نظر ما فقط ساخته نمی شود، بر ساخته می شود، یعنی محصول غیر متعارف و غیر واقعی قوة تخیل انسان است. خوب است داستان را به هر دو صورتش که در اینجا ترسیم شد در نظر بگیریم. داستان می تواند مبتنی بر امور واقع باشد و نزدیکترین انطباق ممکن را بین قصه‌اش و چیزهایی که عملاً در جهان رخ داده‌اند حفظ کند. یا بسیار خیالبافانه باشد و درکی را که از ممکنات معمول زندگی داریم زیر پا بگذارد. اگر این دو شکل افراطی را دو سر تمامی طیف امکانات داستانی بدانیم، می توانیم بین مادون قرمز تاب و ماورای بنفش تخیل ناب درجات مختلف رنگ را تشخیص دهیم. اما همة این رنگ‌ها اجزائی از پرتو سپید حقیقت‌اند که هم در کتاب‌های تاریخ یافت می شود و هم در افسانه‌های پریان، اما در هر یک از این دو تنها جزئی از آن هست – که به مدد منشور داستان، که اگر نبود اصلاً قادر به دیدن این نور نبودیم، تجزیه شده است. آخر حقیقت چون معمولی است، در همه جا حاضر است اما نامرئی است، و دیدنش مستلزم انکسار [یا تجزیة] آن است. انکسار حقیقت به گونه‌ای هدفمند و خوشایند- کار نویسندة داستان همین است، با هر درجه‌ای از رنگ‌های طیف که بخواهد کار کند.

داستان: تجزی و تحلیل

هر چند داستان موجودیتی واقعی دارد – کتاب وزن دارد و فضایی را اشغال می کند – تجربه داستان غیر واقعی است. وقتی داریم داستانی می خوانیم، «کار»ی انجام نمی دهیم. جریان عادی زندگیمان را متوقف کرده‌ایم، ارتباطمان را با دوستان و اعضای خانوادة خود قطع کرده‌یم، تا به طور موقت در جهانی خصوصی و غیر واقعی خانه کنیم. تجربة داستان بیشتر شبیه خواب دیدن است تا فعالیت معمول در بیداری. جسم مان بی حرکت می شود، اما تخیل‌مان به حرکت در می آید. از آنجا که در تجربة داستان – چه کتاب تاریخ باشد چه داستانی عملی تخیلی – دست به هیچ عملی نمی زنیم، این جهان خاص مطلقاً غیر واقعی است. برای تغییر جنگ واترلو یا جنگ کرات از ما هیچ کاری ساخته نیست. اما در عین حال به نحوی در آنها مشارکت داریم. درگیر و آلوده رخدادهایی می شویم که درباره‌شان می خوانیم، هر چند قدرت تغییر دادن آنها را نداریم. ما رخدادهای یک قصه را تجربه می کنیم بی آنکه پیامدهایش را متحمل شویم – از هیروشیمای جان هرسی بیرون می آییم بی آنکه خراشی برداشته باشیم. اما از لحاظ عاطفی و ذهنی تغییر کردهایم. چیزی را تجربه کرده‌ایم.

جهت دانلود متن کامل مقاله عناصر داستان کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : عناصر داستان، مقاله عناصر داستان، تحقیق عناصر داستان، مقاله در مورد عناصر داستان، تحقیق در مورد عناصر داستان،
لینک های مرتبط :

مقاله  غزل روایی و سایر انواع آن در اشعار قیصر امین پور و سید حسن حسینی شامل 162 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   غزل روایی و سایر انواع آن در اشعار قیصر امین پور و سید حسن حسینی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

غزل شکل نهایی و تکامل یافته ی شعر ماست و شاید بتوان گفت قدیمی ترین قالبی است که در شعر فارسی توانسته است حیات خود را به هزاره ی جدید بکشاند و این کار کوچکی نیست  . یکی از شاعران برجسته ی معاصر ایران که خلاقیّت و آفرینندگی را با پژوهش و تتبّع جمع آوری کرده است و هم محافل ادبی و هم جامعه ی دانشگاهی  او را در زمان حیاتش جدّی گرفت ، مرحوم قیصر امین پور و سید حسن حسینی  است . قالب غزل در همه پنج مجموعه ی شعری قیصر امین پور دیده می شود. سید حسن حسینی نیز در قالب غزل اشعار قابل توجهی دارد .موضوع این پژوهش بررسی غزل های روایی و سایر انواع آن در غزل های سید حسن حسینی و قیصر امین پور می باشد . غزل روایی غزلی است که در محور عمودی خود ، به نقل رویدادی بپردازد ، رویدادی که شرح آن ، درون غزل باشد و کل ساختار غزل را در برگیرد . هر غزل روایی ، از سه بخش مقدمه ، تنه و پایان تشکیل شده است.عناصر داستانی در غزل روایی وجوددارند که عبارتند از : شخصیت ، صحنه ، پیرنگ ، زاویه دید ، عمل داستانی ، حادثه ، گفتگو ، مضمون ، اوج ، گره گشایی و نتیجه گیری.

در سایر انواع غزل نیز با داستان مواجه هستیم اما داستان ها و روایاتی که در بیرون از غزل رخ داده است و فهم آن به درک و اطلاعات مخاطب یا خواننده بستگی دارد. سایر انواع آن شامل غزل های ارجاعی، غزل هایی که حکایت دارند ، غزل های دارای مقدمه برای گفتگو ، غزل هایی که تلمیح دارند، می باشد.

واژگان کلیدی : غزل _ غزل روایی _ غزل غیر روایی _ عناصر داستان _ قیصر امین پور _ سید حسن حسینی

 فصل اول

مقدمه و روش تحقیق

 ۱-۱-کلیات

تعریف مساله و بیان سوال های اصلی تحقیق

        مهم ترین سوال های این پژوهش به قرار زیر است :

        یک- نگاه قیصر امین پور و سید حسن حسینی به قالب غزل چگونه است ؟

دو- کارکرد غزل های روایی و سایر انواع غزل در اشعار قیصر امین پور و سید حسن حسینی چگونه است ؟

        سه-  کیفیت عناصر داستان در غزل های روایی و غیر روایی چگونه است ؟

۱-۲- فرضیه ها

        یک – غزل در همه ی پنج مجموعه ی شعری قیصر امین پور به طور تقریباً یکسان وجود دارد .

        دو -  قیصر امین پور یکی از شاعران توانمند معاصر بود که توانست در دهه ی شصت با اینکه کشور در شرایط جنگ به سر می برد ، با استفاده از قالب غزل ناب شعر را از ایستگاه های غمگین برهاند و آوازی سر دهد از جنس تغزل و تعهد که هر یک از این غزل ها نوعی روایت سال های جنگ و بعد از آن می باشد که این روایت ها یا در محور عمودی غزل رخ داده است یا بیرون از غزل. سید حسن حسینی نیز از شاعران توانمند در زمینه ی روایت های مذهبی است و همه او را ، با این عنوان می شناسند .

        سه -  در غزل روایی یک روایت در محور عمودی آن وجود دارد . در غزل های غیر روایی هم داستان به نوعی وجود دارد. وجود داستان چه در غزل روایی و چه در غیرآن خواننده را به سوی درک بیشتر مفاهیم شعری  سوق می دهد . این همان هنری است که شاعر از خود باقی می گذارد .

۱-۳- روش کار

 این کار پژوهشی در پنج فصل می باشد …

علت اصلی انتخاب قیصر امین پور و سید حسن حسینی این بود که از شاعران توانمند سه دهه ی اخیراند و در میان خاص و عام جایگاه رفیعی پیدا کرده اند و اشعارشان همه کس فهم شده است .

۱-۴- سابقه و ضرورت انجام تحقیق

با توجه به جستجو و تامل نگارنده ، تاکنون اثر پژوهشی که به غزل های قیصر امین پور و سید حسن حسینی با رویکرد روایی و غیر روایی توجه داشته باشد ، انجام نشد .  در  چند پایان نامه ای که وجود دارد فقط بر روی زیبایی های شعری یا مفاهیم کلماتی خاص و حداکثر در دو مجموعه از اشعارش کار شده است . پایان نامه مورد نظر که درباره ی بررسی غزلیات روایی و سایر انواع آن می باشد توانایی و برتری و نو بودن پژوهش حاضر را نشان می دهد .

۱-۵-روش و ابزار گردآوری اطلاعات

کتابخانه ای و فیش برداری

۱-۶-جامعه ی آماری

کل غزل های قیصر امین پور و سید حسن حسینی

۱-۷-شعر و آفرینش

         زندگی بشر دور از شعر قابل تصور نیست. چرا که اندیشه های انسان درباره ی خودش و طبیعت که شکل شعر های ساده و ابتدایی دارد، از ابعاد روح به شمار می رود و نمی توانیم زندگی او را از این بعد روحی مجرد سازیم. سر گذشت شعر به دورانی می کشد که از حدود تاریخ و گزارش های تاریخ به دور است و از لحظه ای آغاز می شود که کاروان زندگی در جاده ی زمان به راه پویی پرداخته و شعر نوای جرس پیشرو این قافله است. از این رو پیدا کردن نخستین شعر و اولین سراینده ممکن نیست. افسانها یی نظیر  این وجود دارد که گفته اند اولین شعر جهان را آدم ابو البشر سرود. مرثیه ای در سوگ هابیل. ( شفیعی کدکنی: ۵۶۲ )از دیر باز مردم به شعر به عنوان سخنی غیر معمولی و غیر طبیعی می نگریستند تا جایی که سخن شاعر را سخنی از زبان خدا، خدایان، الهه های گوناگون و یا موجودات غیر انسانی تلقی می کردند. که انسان در حالت بی خودی، روح خود را در اختیار آن ها می گذارد و زبان و سخن و پیام آنان می شود. اعراب معتقد بودند که ( جن )، به آن ها تلقین شعری می کند و آنان ناخواسته و تحت تاثیر این موجودات ناشناخته، سخنان آنان را باز گو می کنند. ابو العلا معری می گوید: ” انَ لکل شاعر شیطانا یقول شعر علی لسانه ” حتی شاعران ایرانی که تحت تاثیر نظرات مستقیم و غیر مستقیم شاعران عرب بودند. کم و بیش در اشعار خود به این اعتقاد اشاره دارند. ناصر خسرو در بیتی چنین بیان می کند که

« بازی گریست فلک گردان                             امـروز کـرد تـابعـه تلقینم »

 این اعتقاد هنوز بیش و کم در میان مردم وجود دارد که گاهی اوقات رنگ باخته و در پشت جملات و نظراتشان خفته و گاهی به شکل دیگری بروز می کند. امروزه هر چند شعر را تلقین خدایان و موجودات مرموز نمی دانند؛ ولی شاعر را موجودی با شعور و شناختی برتر از شعور طبیعی بشر قلمداد می کنند و عقیده دارند که شاعران پیامبران سرزمین کلماتند و خدایگان واژگان که در روح کلمات و واژگان، جایی تازه می دهند و دوباره آنان را می آفرینند و شاید ساختن اصطلاح ” در رستاخیز کلمه ها ” با این اعتقاد و باور بی ربط نباشد. شناخت شعر، قرن ها آدمیان را به خویش مشغول داشته است. فیلسوفان و ادیبان تلاش های پی گیر در تعریف شعر به کار بسته اند و هزارها تعریف از شعر در فرهنگ ها و کتاب های جهان مسطور و مندرج است. کهن ترین تعریف از شعر را نزد منطقیان می یابیم که می گویند: ” شعر کلام موزون و قافیه دار است.” و متاخران به تلفیقی از دو تعریف منطقی و عروضی قایلند و شعر را ” کلام خیال انگیز موزون و قافیه دار ” می خوانند. ( بشر دوست: ۱۲۶ )

۱-۸-شعر و فرهنگ شاعر

          شاعر تحت تاثیر جریانات مختلف ذهنی خود است که از بدو تولد ساخته شده و در جریانات مختلف زندگی و در محیط های گوناگون فرهنگی و طبیعی خود با آن مواجه شده است؛ شعر می گوید. شعر آن چنان نیست که در یک لحظه با کلمات ساخته شده در قالب شعری خاص تولد یابد. هر کلمه ای که از ذهن شاعر خارج می شود مانند صندوقی است که تمام دانسته ها و احساسات نهفته در لایه های ذهنی شاعر را با خود جمع کرده، به این طرف رمز و رازها می آورد.

شفیعی کدکنی، مجموعه عواملی که جریان ذهنی شاعر را تشکیل می دهد به سه دسته تقسیم می کند: ۱) فرهنگ عمومی شاعر؛ یعنی آگاهی او از آن چه در گذشته و حال، در محیط دور و نزدیک او جریان داشته، از مسایل تاریخی، اجتماعی و سیاسی تا اطلاعات دینی، اساطیری، علمی و فلسفی.

۲- فرهنگ شعری که حاصل خوانده ها و شنیده ه های او در زمینه ی الفاظ و معانی شعری است.

۳- تجربه های خصوصی، در طول زندگی، از روزگار کودکی تا لحظه ی سرودن و خلق آفرینش هنری که از پیچیده ترین عناصر ذهنی است و در تحقیقات ادبی به خصوص در بحث صور خیال، دارای اهمیت است.” ( شفیعی کدکنی  ۲۰۳ )

آن گونه که پسا ساختار گرایان اعتقاد دارند: ” هدف هر خوانش باید تولید معنا باشد و معنای بیش تر را می توان با درگیر کردن آشکار و آگاهانه ی آرزوهای لذت مدار و سیاست مدار خود با متن تولید کرد. حتی پیچاندن استراتژیک متن یا خوانش ( بر خلاف منش ) پیام آشکار متن، چیزی بیش از ادامه ی منطقی آن چه که همه ی خوانندگان انجام می دهند، نیست. قدرتمند کردن خواننده، در عین حال قدرتمند کردن منتقد است که به عنوان نماینده ی خواننده عمل می کند. ( هارلند: ۶۰- ۳۸۵ )

جهت دانلود متن کامل مقاله  غزل روایی و سایر انواع آن در اشعار قیصر امین پور و سید حسن حسینی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : غزل روایی و سایر انواع آن در اشعار قیصر امین پور و سید حسن حسینی، مقاله غزل روایی و سایر انواع آن در اشعار قیصر امین پور و سید حسن حسینی، تحقیق غزل روایی و سایر انواع آن در اشعار قیصر امین پور و سید حسن حسینی، مقاله در مورد غزل روایی و سایر انواع آن در اشعار قیصر امین پور و سید حسن حسینی، تحقیق در مورد غزل روایی و سایر انواع آن در اشعار قیصر امین پور و سید حسن حسینی،
لینک های مرتبط :

تحقیق  شرح پنجاه غزل از صائب تبریزی ( ۳۰۹۰ – ۳۰۴۱ ) شامل 245 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  شرح پنجاه غزل از صائب تبریزی ( ۳۰۹۰ – ۳۰۴۱ ) می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

غزل ۳۰۴۱

۱- مـرا آن روز از آییـنة دل زنگ برخــــــیزد                که از پیش نظر گردون مینا رنگ برخیزد
۲- چراغ بیکسان از عالم بالا شـود روشـــــن                  نظر بر ابر دارد لاله ای کز سنگ برخیزد
۳- امید رحم با چـندین گنه دارم ز  بیــــباکی                که از تیغش ز خون بیگناهان زنگ برخیزد
۴- به مژگان بیستون را آنچنان از پیش بـــردارم              که صد فریاد از فرهاد زرّین چنگ برخیزد
۵- رباینده است چندان خاک دامنگیر درویشی        که ابراهیم ادهم از سر اورنگ برخیزد
۶- محـرّک بر سر گفتـار مـی آرد ســخنور را        که ممکن نیست بی ناخن صدا از چنگ برخیزد
۷- به رنگ خود برآرد عشق با هرکس که آمیزد         ز آتش دود عود و خار و خس یکرنگ برخیزد
۸- بهار و باغ من نـظّارة مشـــکین خـطان باشد                به زنگار از دل آیینة من زنگ برخیزد
۹- در آن محفل که آن آیینه رو شکّر فشان گردد       سبک چون طوطی رم کرده از دل زنگ برخیزد

۱۰- به آسانی نمی آید به کف زلف سخن صائب    چو از دل سیر گردی نغمه سیر آهنگ برخیزد
وزن غزل: مفاعلین، مفاعیلن، مفاعیلن، مفاعیلن (بحر هزج مثمن سالم)

قافیه: رنگ، زنگ، سنگ، زنگ، ….

ردیف: برخیزد.

۱- مـرا آن روز از آییـنة دل زنگ برخـیزد                   که از پیش نظر گردون مینا رنگ برخیزد
زنگ: زنگار، کنایه از اندوه و غصه. (برهان قاطع).

برخاستن: مقابل نشستن، دور شدن، برطرف گشتن. (بهار عجم)

نظر: چشم، (آنندراج)؛ بصر. (اقرب الموارد).

گردون: فلک. (غیاث) آسمان.

مینا: آبگینه، شیشه. (ناظم الاطبا).

مینا رنگ: کنایه از آبی رنگ.

آیینه دل: اضافة تشبیهی.

زنگ، رنگ، جناس مضارع.

آیینه، زنگ: تناسب.

        معنی بیت: آن روز که من به تعلقات مادّی توجه وابستگی نداشه باشم، غم و غصه هم از دل آیینه مانند من از بین می رود .

۲- چراغ بیکسان از عالم بالا شـود روشن              نظر بر ابر دارد لاله ای کز سنگ برخیزد

بیکس :بی یار و یاور ؛ بیچاره، بینوا(ناظم الاطباء).

عالم بالا: ترکیب اضافی، آسمان (ناظم الاطبا).

چراغ، روشن: تناسب.

   معنی بیت: چراغ بیچارگان و بینوایان از عالم بالا روشن می شود. لاله ای که بر روی سنگ روییده بر لطف و رحمت ابر چشم دوخته و انتظار رحمت آن را دارد.

۳- امید رحم با چـندین گنه دارم ز  بیـباکی       که از تیغش ز خون بیگناهان زنگ برخیزد
رحم: مهربانی، عطوفت، شفقت، نرم دلی (ناظم الاطبا):

خدا را رحمی ای منعم که درویش سرکویت        دری دیگر نمی داند رهی دیگر نمی گیرد      

 (دیوان حافظ، چاپ قزوینی، ۱۴۹، ب ۱۳)

رحم خوب است اگر در دل کفّار باشد (امثال و حکم دهخدا، ج۲، ص ۸۲۵)

بیباک:صفت مرکب با یای نکره  ،بی ترس وبیم،دلاور متهوربی ترس باشد (از آنندراج).

مصراع دوم با که تاویلی صفت است.

تیغ: مبدّل تیز، چون آمیغ و ستیغ مبدّل آمیز و ستیز، و به مجاز بر مطلق چیز برنده اطلاق کنند چون کارد و خنجر و شمشیر و مانند آن (بهار عجم).

زنگ: سبزی و زنگار و چرکی باشد که بر روی آیینه و شمشیر و امثال آن نشیند و معرب آن زنج است (ناظم الاطبا).

تیغ، خون: تناسب.

تیغ، زنگ: تناسب.

   معنی بیت: من با داشتن گناهان سنگینی از معشوق متهور و بی ترسی که با کشتن عاشقان بیگناه و  ریختن خونشان زنگار تیغ وی از بین می رود،امید لطف و شفقت دارم .

۴- به مژگان بیستون را آنچنان از پیش بـردارم                   که صد فریاد از فرهاد زرّین چنگ برخیزد
مژگان: جمع مژه است که موی پلک چشم باشد یعنی مژه ها (برهان قاطع):

مژگان به هم نمی زند از آفتاب حشر                          آیینه ای که حسن تو در بر گرفته است.
                                                                                                                                                                                                  ( صائب ازآنندراج)

بیستون: کوهی در حدود ۴۰ کیلومتری کرمانشاه کنار جاده همدان (لغت نامه).

در داستان ها نام کوهی است مشهور که فرهاد به فرموده شیرین آن را کنده است (برهان قاطع):

مراد خسرو از شیرین کناری بود و آغوشی                 محبّت کار فرهاد است و کوه بیستون سفتن
                                                                                                                                                                                                      (سعدی)

مثل: بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد (امثال حکم دهخدا).

زرین چنگ :چنگی ساخته از زر.(آنندراج)، کنایه از ماهر.

لباس بیستون بر نقش شیرین تنگ خواهدشد       چنین کز دیدن فرهاد زرین چنگ می بالد.(فرهنگ اشعار صایب)

فریاد خاستن: مصدر مرکب ، فریاد برآوردن، ناله برخاستن، بلند شدن آواز و ضجه کسی(لغت نامه).

تلمیح به داستان کندن کوه بیستون توسط فرهاد در آرزوی رسیدن به شیرین

(فرهنگ تلمیحات، ص ۴۲۲)

بیستون، فرهاد: تناسب.

فریاد ، فرهاد :جناس مضارع.

   معنی بیت: با سیل مژگانم آن چنان کوه بیستون را از پیش رو برمی دارم که فرهاد  ماهر به فریاد و ضجّه درآید.

۵- رباینده است چندان خاک دامنگیر درویشی        که ابراهیم ادهم از سر اورنگ برخیزد
خاک دامنگیر:جایی که در آن جا مسافر بی جهتی و تقریبی بماند و پای رفتن ندانشته باشد، و کنایه از جا و مکان دلکش (بهار عجم):

با خرابیهای ظاهر دلنشین افتاده ام                         سیل نتواند گذشت از خاک دامنگیر من
                                                                                                                                         (فرهنگ اشعار صائب، ج ۱، ص ۳۱۸).

ابراهیم ادهم: نام یکی از اکابر زهّاد نیمة اول قرن دوم هجری است و به سال ۱۶۰- یا ۱۶۶ ه.ق در غزای بیزنطیه به شهادت رسیده است. گویند او شاهزاده بلخ بود (لغت نامه).

جهت دانلود متن کامل تحقیق  شرح پنجاه غزل از صائب تبریزی ( ۳۰۹۰ – ۳۰۴۱ ) کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : شرح پنجاه غزل از صائب تبریزی ( ۳۰۹۰ – ۳۰۴۱ )، مقاله شرح پنجاه غزل از صائب تبریزی ( ۳۰۹۰ – ۳۰۴۱ )، تحقیق شرح پنجاه غزل از صائب تبریزی ( ۳۰۹۰ – ۳۰۴۱ )، تحقیق در مورد شرح پنجاه غزل از صائب تبریزی ( ۳۰۹۰ – ۳۰۴۱ )، مقاله در مورد شرح پنجاه غزل از صائب تبریزی ( ۳۰۹۰ – ۳۰۴۱ )،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله انواع ادبی  شامل 42 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  انواع ادبی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

انواع ادبی، در ردیف نظامهایی از قبیل سبک شناسی و نقد ادبی، یکی از اقسام جدید علوم ادبی و یا به قول فرنگی ها یکی از شعبه ها و مباحث نظریه ادبیات Theory of literature است. موضوع اصلی آن طبقه بندی کردن آثار ادبی از نظر  ماده و صورت در گروه های محدود و مشخص است.

اگر بخواهیم به ادبیات هم از دیدگاه عملی نگاه کنیم، باید بتوانیم آثار ادبی را طبقه بندی کنیم و انواع مشابه آثار ادبی را در طبقات مخصوصی قرار دهیم . زیرا مهمترین مختصه علم این است که می تواند طبقه بندی کند. این مهم در ادبیات به وسیله انواع ادبی صورت می گیرد.اما در انواع ادبی هدف اصلی طبقه بندی کردن بر حسب ساختمان آثار ادبی و مختصات درونی و ساختاری آنهاست. باید خاصه های مشترک دسته یی از آثار ادبی را استخراج کرد و وجوه تفارق را با دسته های دیگر نشان داد، و این هدفی دشوار و دیریاب است از این رو ناچار، گاهی به طبقه بندی کردن بر حسب صورت (مثلا تعداد ادبیات و وضع قافیه) بسنده می شود.

در ادبیات غرب از تلفیق تراژدی ـ کمدی Tragicomedy به وجود آمده است که ارسطو در کتاب فن شعر از آن سخن نگفته بود؛ و یا در ادبیات ما مولانا از تلفیق غزل و مثنوی، قالب غزل ـ مثنوی را بر ساخته است که بدیع نویسان سنتی از آن سخن نگفته اند و یا سعدی در قالب حماسی قصیده، به ادب تعلیمی (پند و اندرز) پرداخته است و از این رو در مختصات قصیده تغییراتی وارد کرده است.

شاهنامه از آن جا که به طرح داستان های اساطیری و ملی قوم ایرانی پرداخته است، جنبه حماسی دارد و حماسه، شعر بلند روایی است. فردوسی برای طرح مطالبی مفصل ـ حدود شصت هزار بیت ـ ناچار بوده است قالب مثنوی را برگزیند. هم چنین در سده های نخستین ادب فارسی که تفوق با آثار حماسی بود قالب قصیده رواج داشت و بعدها به عللی که مشروحا در مباحث تاریخ ادبیات و سبک شناسی مذکور است، ادب غنایی که در غزل متجلی می شود جای حماسه و قصیده را گرفت.

تینیاف Tynyanov یکی از فرمالیست های روسی می گوید :

«مساله تاریخ ادبیات و بحث تحول ادبیات، همان بحث جانشینی فرم های ادبی است.»

سلسله مراتب نوع یا نظام نوعی gener – system در دوره های سبکی ما کم و بیش چنین است :

سبک خراسانی : قصیده، قطعه، مثنوی، رباعی، ترکیب و ترجیع بند، غزل

سبک عراقی : غزل، مثنوی، رباعی، قصیده، قطعه، ترکیب و ترجیع بند

سبک هندی : غزل، مثنوی، قصیده، قطعه

به نظر ما بهتر است بگوییم انواع، گاهی در دورانی مورد بی توجهی و غفلت قرار می گیرند، اما ممکن است در ادوار بعد دوباره تجدید حیات کنند، مثلا غزل بعد از رواج شعر نو مورد بی توجهی قرار گرفت؛ اما امروزه دوباره مرسوم شده است. چنانکه غزل امروزی تحت تاثیر شعر نو، تحول و تکاملی یافته است.

دیگر از مباحث انواع ادبی، بحث پیدایش انواع است که در آن از پیدایش و حتی تاریخچه انواع ادبی سخن می رود. برخی از اشعار نو مثلا «پریا»ی احمد شاملو بر مبنای ترانه های عامیانه ساخته شده است و یا جمال زاده و صادق هدایت در نگارش برخی از داستان های خود، از مایه های ساختاری داستان های عامیانه‌وفولکلوریک‌استفاده کرده اند.

می توان آثار و انواع ادبی قدیم را به شکل و صورت آثار و انواع جدید ادبی در آورد. استفاده از عناصر کهن هنری، در موسیقی و تئاتر هم مرسوم است.

آیا همه انواع ادبی در نزد همه اقوام وجود داشته است؟ مسلما خیر، چنان که نوع ادبی داستان کوتاه در ایران، بر اثر تقلید از نمونه  های غربی، بعد از مشروطیت به وجود آمده است و قالب رباعی در ادبیات قدیم عربی وجود نداشته است. این بحث ممکن است به این جا منجر شود که اقوام مختلف کدام یک از انواع را از یکدیگر تقلید کرده اند؛ چنان که یک نظریه در باب  پیدایش رباعی این است که از شعر اقوام ترک و  چینی تقلید شده است.

به خوبی مشهود است که این در ادب، تا کنون از دیدگاه انواع ادبی مورد مطالعه جدی قرار نگرفته است، مثلاً با توجه به این که اکثر اشعار دیوان کبیر مولانا در قالب غزل است، چنین به نظر می رسد که دیوان مزبور از نوع ادب غنایی باشد؛ اما دقت بیشتر، ما را به برخی از مختصات حماسی در غزلیات آن راهنمایی می کند، چنانکه باید برای آنها به  نوع مختلط غنایی ـ حماسی قایل شد. حضور عناصر حماسی در متون عرفانی گاهی به حدی زیاد است که به ناچار باید به نوعی حماسه که آن را می توان حماسه عرفانی نامید قایل شد.

یک اثر  حماسی ممکن است تمام مختصات حماسه را نداشته باشد یا  چیزهایی بر سری داشته باشد.

مشکل دیگر این است که کار انواع ادبی، طبقه بندی آثار صرفا ادبی است؛ اما در مطالعات ادبی گاهی با آثار مهمی سرو کار داریم که از دیدگاه ماده ادبیات کاملا جزو ادبیات محسوب نمی شوند؛ اما از نظر ماده جزو تاریخ محسوب می شوند. و به همین ترتیب آثار متعددی را می توان نام برد که بیشتر، از جنبه های فلسفی یا عرفانی مورد  توجه اند تا از نظر ادبی، و باید مسامحه آن ها را در نوع ادب تعلیمی قرار داد. آثاری از قبیل مثنوی معنوی یا سیر العباد الی  المعاد که به اصطلاح جزو شعر علمی هستند و تفکر خاصی را آموزش می دهند. در ادبیات قرون وسطایی هر ملتی دیده می شود که برخی از فرمهای ادبی در خدمت موضوعات غیر ادبی اند.

آثاری که جزو فرعی یک طبقه بندی کلی هستند مثلا نوول نامه یی یا نوول تاریخی زیر مجموعه نوع نوول محسوب می شوند.

گاهی خاصه های اصیل یک نوع در اثری بیشتر و قوی تر و در اثر دیگر کمتر و کم رنگ تر است. هر اثر حماسی تحقق بالفعلی از تفکر و زبان حماسی است، اما تفکر و زبان حماسی، یک امکان بالقوه است.

از این رو باید گفت که هر اثر حماسی نسبت به خود حماسه نسبت خصوص و عموم دارد. بدین ترتیب هر نوع ادبی، مجموعه نامحدودی از آثار ادبی است. پس در حقیقت نمی توان گفت که فلان اثر حماسه است، بلکه باید گفت از آثار حماسی است، یا عضو و شاخه یی از حماسه است.

جهت دانلود متن کامل مقاله انواع ادبی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : انواع ادبی، مقاله انواع ادبی، تحقیق انواع ادبی، مقاله در مورد انواع ادبی، تحقیق در مورد انواع ادبی،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله رمان به عنوان ادبیات غیردینی  شامل 29 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  رمان به عنوان ادبیات غیردینی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه:

رمان نوعی هنر ادبی است که دین را به ندرت مضمون اصلی و آشکار خود قرار می دهد.

برخی از کتابها که شبیه رمان اند چنین می کنند ولی بهتر این است که آنها را از آثار ارشادی خواند، زیرا گرچه شاید از لطف اسلوب یا قوت ترغین بهره مند باشند، خاستگاهشان هنری نیست تبلیغی است.

رمان اصیل،حتی در ساده ترین گونه های آن می کوشد انسان را در جامعه نمایش دهد؛ هر آموزشی که محتملاً ملازم آن است ، یا هر نتیجه اخلاقی که محتملاً بدان اشارات دارد در مرتبتی فروتر ازاین سائقه هنری جای دارد.

رمان نویسان بزرگ چه بسا مضمون هایی اختیار می کنند که واجد مفاهیم ضمنی دینی اند، ولی این مفاهیم ضمنی پوشیده بیان می شوند و در عمل و تفکر «شخصیت های داستان» بروز می یابند نه در پند و اندرز مستقیم.

برای آنکه درک درستی از پیوند رمان ودین پیدا کنیم می بایست پیوست اثر هنری را بشکافیمو به مغز آن بنگریم، و نمی بایست انتظار همرأییِ تام و تمام رمان با هیچ صورتی از مذهب رسمی باشیم. نمی خواهیم که بگوییم که آب رمان و دین به یک جوی نمی رود.، اگر واژه دین را به این معنای آن بگیریم که مستلزم رعایت دقیق نیروها، قوانین، اندیشه ها و آرمانهایی است که چندان نیرومندند که حرمت و ایمان بر می انگیزند.

رمان می کوشد که نشان دهد که انسان، گیج و خطاکار، با پیچیدگی های زندگی روبرو می شود که در میان آنها شاید عناصری باشد که بتوان آنها را الهی خواند . اگر بپذیریم که انسان فطرتاً دینی است، رمان نمی تواند دین را نادیده بگیرد گرچه مضمون اصلی آن همچنان انسان باشد.

تاریخچه رمان

رمان به تقریب ۴۰۰سال پیش پدید آمد. این شکل داستانی را می توان خلف حماسه (epic) دانست که با انسان به مثابه  وجودی قهرمانی سروکار داشت و خلف رمانس(romance) که فارغ از این بایستگی بوده که شخصیت هایش از قوانین احتمالات متابعت کنند یا علل معین   پیامدهای معمولشان را سبب گردند.

رمان،که در نتیجه رنسانس به عالم ادبیات پا نهاد و از نهضت اصلاح دین (REFORMATION) قویاً تأثیر پذیرفت ، اقتضا می کند که داستان به طور کلی محتمل باشد و شخصیت هایش بر حسب تجربه متعارف باورکردنی  جلوه کنند.

از رمان انتظار می رود که داستانی باشد درباره آنچه بیشتر خوانندگان زندگی واقعیش به حساب می آورند و چون اندیشه های مربوط به زندگی واقعی به نحو جدایی ناپذیری همبسته با چیزس است که بشر در هر دوره ای از تاریخ، معمولاً آن را بدون چندان تفکری می پذیرد.

رمان آیینه جامعه شد و به همین دلیل آیینه سرشت دورانی که رمان ناظر به آن بود گرچه رمان نمی کوشد از موضوع هایی که کاملاً دینی است  دوری جوید ، کارمایه اصلی آن را در این قلمرو بهتر است اخلاقی خواند.

اخلاق از نظر رمان نویسان

اخلاقی را که رمان نویسان مطرح می سازند می توان در چند اصل اخلاقی کلی (یاموضوع کلی)خلاصه کرد:«خدا را نمی توان فریفت، زیرا هر کسی آن می درود که می کاردٍ»(عهد جدید،رساله پولس رسول به غلاطیان ، باب۶، آیه۷)؛«خداوند می گوید انتقام از آن من است، من مکافات خواهم داد»(همان،رساله به عبرانیان، باب۱۰، آیه۳۰)؛«سگ دیگر بار به قی خود باز گشته است و خنزیر شسته شده  به کار غلطیدنش در گل»(همان، رساله دوم پولس رسول، باب۲، آیه۲۳)؛ «انسان هیچ است، و اگر گمان کند که چیزی است خود را فریب داده است»(همان، رساله پولس به غلاطیان،باب۶،آیه۳).

اینها برخی از اصول اخلاقی متنبه ساز کتاب مقدس است که خمیر مایه دهها رمان بوده است.

این واقعیت که مجری بودن این قوانین عام را در زندگی روزمره می توان به چشم دید، و نیز این امر که قوانین عام مزبور حقایق روان شناختی اند ، آنها را راهنمای رمان نویسان می سازد که لازم است، مثل هر هنرمند دیگری مشاهده تیزبین باشد. او ممکن است این حقایق تلخ را با شوخ طبعی بیان کند، و بعضی از رمان های به حق دینی به چشم جهانیان کتابهای با مزه ای جلوه کرده است ولی اخلاق موجود در زیر ساخت آنها فراتر از بامزگی و خنده است.

دون کیشوت

در این مقاله مجال بررسی تاریخی رمان نیست با وجود این بی فایده نیست به دون کیشت (۱۶۰۵) اثر میگوئل دِ سروانتس اشاره کنیم که غالباً آن را نخستین رمان اصیل دانسته اند.

داستان این رمان سرگذشت مردم محترمی است که مطالعه کتابهای قدیمی رمانس و سلحشوری عقل او را زایل کرده است؛ او ابلهانه لباس شوالیه ها بر تن می کند و به دنبال ماجرا پیش می تازد. او در قصه ای پریشان و گاه خشن وسرسری به مسخره گرفته می شود، کتک می خورد و تحقیر می شود، تا سرانجام در بستر مرگ بلاهت آمیز بودن پندار واهی اش را در می یابد.

بسیاری از مردم این کتاب را از طریق اقتباس های تئاتری و سینمایی و اپرایی و همچنین از طریق واژه quixotic که «برانگیخته از آمارهای افتخار آمیز به دست نیامدنی» معنی می دهد و رواج عام دارد، می شناسند و ان را به طور سطحی می خوانند یا اصلاً نمی خوانند .ولی مطالع دقیق رمان دلیل اصلی قدرت فوق العاده آن را آشکار می سازد.

جهت دانلود متن کامل مقاله رمان به عنوان ادبیات غیردینی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : رمان به عنوان ادبیات غیردینی، مقاله رمان به عنوان ادبیات غیردینی، تحقیق رمان به عنوان ادبیات غیردینی، مقاله در مورد رمان به عنوان ادبیات غیردینی، تحقیق در مورد رمان به عنوان ادبیات غیردینی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی شامل 56 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد بررسی آثار محمود دولت آبادی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه:

ادبیات هر سرزمینی،بخشی است جدایی نا پذیر از تا ریخ آن کشور،و تردیدی نیست که یکی از راههای نفوذ به روح هر کشوری ،مرور اد بیات آن است۰این ادبیات،در حقیقت ثمره فعالیت آفرینشی ادبی است که در فضای اجتماعی و فرهنگی دوران خود رشد کرده،ومتحول می شود ۰گاه اتفاق می افتد که این فضا،مبدل به صحنه چالشی می شود روزافزون،ما بین سنت ادبی معا صر و کهن. با تلاقی بی وقفه این دو ،و همچنین برخورد مابین پاره ای از خط سیرهای ادبی ،تحولات اندک اندک آشکار شده وخطوطی که در این میان برجسته ترند ،به گونه ای محسوس تثبیت می شوند۰تعادلی که در این میان بر قرار می شود ،هر اندازه که شکننده باشد،از دو عامل تشکیل شده است نخست ،تحسین وسپس،تکذ یب

 تاریخچه :

ادبیات مدرن ایران لحظاتی حساس از تاریخ ایران چشم گشوده است ،باز تابی است روشن از این تنشها و چالشها، از این پیشرفتها ویا تثبیتهای شکننده و نا پایدار۰نا بجاست اگر بپنداریم که می توانیم در چهار چوب صرفا این مقدمه،به تشریح تمامی ویژگی های ادبیات مدرن ایران بپردازیم۰ اما این نکته بر همگان آشکار است ،که با ارزشترین و پر افتخارترین ثمره این بر خوردها در ادبیات ایران معاصر،پیدایش نوع رما ن است۰رمان،ازهمان بدو ظهور در عرصه های ادبی – فرهنگی ایران (مقارن با نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی )، بلافاصله با استقبال فراوان روبرو شد ،و به رغم مشکلات نخستینی که پاره ای از نویسندگان ،به منظور وفق ساختارنوشتاری وروایی خود با این نوع ادبی داشتند ،جای خود را در جامعه نویسندگان ایران باز کرد . اینگونه بود که نثر معاصر ایران، به کنکاش در حیطه رمان پرداخت، و به تدریج خود را از بند سبک پر طمطراق و متکلف حاکم بر ادبیات کلاسیک در حوزه نثر رهانید و از آن فاصله گرفت. در این میان، شاعران بیش از همه با ظهور این پدیده و یا به عبارت صحیح تر با تجدد ادبی به مخالفت پرداختند . چرا که آنان در حقیقت خود را مدافعان اصلی و مسئولان به حق نگاهبانی و صیانت و پاسداری از سنت هزار ساله شعر فارسی تلقی می کردند.

 هنگامی که در اوایل قرن حاضر، نیما یوشیج نظام عروض را دگرگون کرد و ساختار و وزنی نوین برای شعر فارسی عرضه نمود همین مدافعان سرسخت شعر کلاسیک او را از هر حیث به باد انتقاد گرفته و از عملکرد او به منزله بدعتی نابجا در سنت ادبی یاد کردند.

بدینسان نوع رمان که ورودی پیروزمندانه به گستره ادبی ایران داشت با مرور ایام اندک اندک با موانع و مشکلات متعددی روبرو شد. از همان اواخر قرن نوزدهم میلادی بسیاری از نویسندگان بر آن شدند تا قابلیت های خود را با بایسته ها و الزامات رمان وفق دهند. اما رقیب اصلی رمان یعنی داستان کوتاه در ابتدای قرن بیستم به عرصه رسید و به صورتی جدی وارد صحنه شد. داستان کوتاه تاخیری را که از حیث زمان ظهور در عرصه ادبیات نسبت به رمان داشت با ارائه شاهکارهای ادبی جبران نمود، و باید اعتراف کرد که در این زمینه با توفیق زیادی مواجه شد. نخستین نویسندگانی که به داستان کوتاه پرداختند- از قبیل محمد علی جمال زاده و یا صادق هدایت – بلافاصله از سوی تازه کاران و نوآموزان به عنوان پیش کسوتان این سبک در ایران معرفی و برگزیده شدند.

مقارن با این دوره بود که داستان کوتاه عهده دار ایفای نقشی بارز شد. این نقش عبارت بود از قابلیت داستان کوتاه در هموار سازی راه برای پرداختن به رمان . در میان نویسندگان ابتدای قرن بیستم بسیاری پیش از پرداختن به رمان و داستان بلند به صورت خود آگاه یا ناخودآگاه به داستان کوتاه روی آوردند. برای این دسته از نویسندگان این مرحله در حقیقت بوته آزمایشی بود که در صورت سرافراز در آمدن از آن امکان گذر به مرحله بعدی یعنی نوشتن داستان بلند و یا به عبارتی “رمان” مهیا می شد.بسیاری از این نویسندگان در همین مرحله گذر توقف کرده و در حیطه داستان کوتاه نویسی به کمال مطلوب دست یافتند. برخی دیگر توانستند از تجربه ای که از نگارش داستان کوتاه کسب کرده بودند بهره برده و به نوشتن نخستین رمان خود بپردازند. در این میان می توان از نویسندگانی همچون صادق هدایت بزرگ علوی و همچنین صادق چوبک یاد کرد. این امر در نیمه دوم قرن بیستم نیز به جز پاره ای موارد واقعاً استثنایی در مورد جمیع نویسندگان صادق است. مقارن با این دوره است که شاهد پای در صحنه گذرادن نخستین رمان نویسان حقیقی ایران می شویم . نام آورترین آنها از داستان کوتاه به مثابه تجربه ای استفاده کردند که راهشان را در رسیدن به تبحر و مهارت کافی برای پرداخت به رمان و ساختارهای پیچیده روایی آن هموار می کرد. نویسندگانی از قبیل : سیمین دانشور (سو و شون)،احمد محمود (همسایه ها) ،هوشنگ گلشیری (شازده اصتجاب) ، اسماعیل فصیح (دل کور) ، شهر نوش پارسی پور (سگ و زمستان بلند) و محمود دولت آبادی (جای خالی سلوچ). از میان نامهایی که برده شد تعدادی همچون دانشور، محمود و یا دولت آبادی، تا پیش از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ تنها یک رمان نوشته اند. این رمان نویسان بی آنکه بتوانند از چیزی به نام “سنت رمان نویسی در ایران بهره بجویند، و یا از تجربه پیشگسوتان این نوع ادبی بهره بگیرند، به نوشتن رمان روی آورند و در این راستا نخستین و در حقیقت انگشت شمارترین شاهکارهای رمان نویسی در ایران را به جامعه ادبی معاصر عرضه کردند.

محمود دولت آبادی که ما در اینجا به بررسی و تحلیل آثار او می پردازیم به نسل اخیری که نام برده شد تعلق دارد. با این وجود در آثار این نویسنده نکته ای دیده می شود که او را از باقی نویسندگان هم نسلش متمایز می کند. اگر بپذیریم هر هنرمندی که اقدام به آفرینش اثری هنری می کند در وجود خود اندوخته ای از گذشته فرهنگی و به همان میزان معاصر کشورش را همراه دارد محمود دولت آبادی نمونه برجسته نویسنده ای تلقی می شود که در آثارش هم می توان رد پای جدالهایی را که بر سر تجدد و نوآوری در فن داستان نویسی سرگرفته شده مشاهده کرد و هم میراث گذشته ای دوردست را. در حقیقت تحول در زمینه فعالیت های آفرینشی این نویسنده مبین خط سیری است که همزمان با مواجه شدن و پیروی از روند تغییراتی که در رمان دهه چهل و پنجاه ایران تحقق پذیرفت با ادبیات کلاسیک ایران نیز تلاقی کرد. آنچه دولت آبادی را از باقی نویسندگان هم نسلش متمایز می کند همین نکته اخیر است.

از جانب دیگر، دولت آبادی برخلاف بسیاری دیگر از نویسندگان و روشنفکران معاصر همچون هدایت و جمال زاده و … که خیلی زود با ادبیات و فرهنگ غرب آشنا شده و بدان انس گرفتند چنین خط سیری را در پیش نگرفت و در نتیجه تا حد زیادی از عواقب تضادهای فرهنگی، که گریبانگیر پیشینیان او شده بود در امان ماند. همانگونه که در صفحات آتی شاهد خواهیم بود دولت آبادی به تدریج و گام به گام از سویی با ادبیات غرب، و از دیگر سو با ادبیات فارسی آشنا شد. علاوه بر این دولت آبادی همزمان با آشنایی با این دو گستره وسیع آموخته هایش را از ادبیات فارسی عامیانه و کهن در ذهن خود می پروراند.

جهت دانلود متن کامل مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : بررسی آثار محمود دولت آبادی، مقاله بررسی آثار محمود دولت آبادی، تحقیق بررسی آثار محمود دولت آبادی، مقاله در مورد بررسی آثار محمود دولت آبادی، تحقیق در مورد بررسی آثار محمود دولت آبادی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله داستان نویسی شامل 41 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد داستان نویسی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

اما شاید هیچکس نتواند به سؤال چگونه می توان داستان نویس  موفقی  شد، پاسخ کاملی بدهد. زیرا همه  کم و بیش با این حقیقت کنار امده اند که نویسندگی اموختنی نیست. ولی مأیوس نشوید. اگر استعداد نویسندگی در خود سراغ  دارید می توانید و باید، راه و روش بهتر نوشتن را نیز بیاموزید. اما  یادتان باشد که معلم  و کتابِ راهنما جز اینکه مجموعه ای از فنون قراردادی وغیر قراردادی راهمچون ابزاری دردستانتان بگذارند،کار دیگری نمی توانند بکنند.

هدف از گرداوری این  مقاله  اشنایی با برخی از فنون داستان نویسی از دید چند  تن  از داستان  نویسان غربی و ایرانی و همچنین اشنایی  با سرگذشت  داستان  نویسی  ایران و مطالعه ای مختصر دربارۀ چند داستان معروف  ایرانی است.

امیدوارم این مطالب بتواند شما را در خلق اثاری ماندنی تر و بهتر یاری کند.


طبقه بندی داستانها

    (( نخستین سؤال دربارۀ  داستان اینست که: چرا باید رنجی  بر خود  تحمیل کنیم  و داستان بخوانیم؟ با زندگی ای بدین  کوتاهی، با  اینهمه نیازهای مبرم و روزافزون، و با درک این حقیقت که چه بسیار کتابهای مختلف پیرامون مسائل  اموزشی و مباحث متنوع وجود دارد که هنوز نخوانده ایم، چرا باید اوقات گرانبهای خود را صرف خواندن اثاری تخیلی کنیم؟

    به این سؤال می توان دو پاسخ اساسی داد: برای «لذت وتفریح» وبرای «درک وفهم بیشتر».

    اگر بخواهیم زیاد طول و تفصیل ندهیم، داستان کمک می کند تا زندگی کمتر برای ما خسته کننده و یکنواخت باشد. ونیزکمک می کند تا اوقات ما با خوشی و سرعت بیشتری  بگذرد. با این دلایل واضح، مطمئناً دیگر نیازی به توصیه بیشترنسبت به خواندن داستان نیست.

    لذت- ولذت بیشتر- نخستین مقصود و ابتدایی ترین  توجیه برای خواندن داستان است. ولی اگر داستان  چیزی بیشتر از لذت به ما نمی داد، به سختی می توانست خودش را به عنوان مبحثی برای « مطالعات دانشگاهی» مطرح کند.

    داستانها را می توانیم به دو بخش عمده طبقه بندی کنیم:

 

الف) ادبیات داستانی تفریحی

ب)ادبیات داستانی تحلیلی

    ادبیات داستانی تفریحی  صرفاً  بدین منظور نوشته می شود  تا ما  اوقاتمان را بطور دلپذیر و مطبوع بگذرانیم.

    اما ادبیات  داستانی  تحلیلی  نوشته می شود تا  اگاهی ما را از زندگی گسترش  داده، عمق و حساسیت بیشتری بدان ببخشد.

    ادبیات داستانی تفریحی ما را ازجهان واقعی دور می کند. ما را قادر می کند تا موقتاً دردها و رنجهای خویش را بدست فراموشی بسپاریم.

    ادبیات داستانی تحلیلی دست ما را می گیرد و به یاری تخیلمان وامی دارد تا بیشتر به درون جهان واقعی برویم. به ما توان می بخشد تا درد و رنجهایمان را به درستی بفهمیم.

    ادبیات داستانی تفریحی در نهایت به هدف و مقصود خود یعنی لذت ختم می شود.

    ادبیات داستانی تحلیلی علاوه بر لذت،درک و بصیرت را نیز به همراه دارد.))[۱]

 راه پر پیچ و خم تجربه         

پل انگگل

((نوشتن مثل عشق ورزیدن است.وقتی که می بینیم این غریزۀ پاک وبی الایش(البته اگر پاک وبی الایش باشد) تا کجا ما را با خود می برد شگفت زده می شویم. به علاوه نکاتی دربارۀ این اّشکال غنایی  بیانی یعنی  نویسندگی و عشق ورزیدن موجب  نیل ان به کمال   خواهد شد.   نکته بسیار مهم دربارۀ  نویسندگی این است که اولا چیزی  به نام  مصالح  نویسندگی  به خودی خود وجدا ازنوع نگرش نویسنده به ان، نحوۀ احساس ان و شکل اندام وار و بیانی در قالب کلمات دادن بدان، وجود ندارد.از نظر نویسنده شکل  بخشی از محتواست ضمن اینکه بر روی ان اثرمی گذارد وصورتی واقعی به ان می دهد.  هنری جیمزمی نویسد تجربه «حساسیتی شدید ونوعی تارعنکبوت بسیار بزرگ ازلطیف ترین نخهای ابریشم و در ناخوداگاه ادمی معلق است و ذرات هوا را به میان رشته هایش می کشد. تجربه همان کیفیت حسی فضای ذهن است.»واین سخن بسیار قاطعی است چرا که می گوید اهمیت  اتفاقات  جهان  بیرون مطلق نیست بلکه  تغییراتی  که ذهن  نیرومند هنرمند به هنگام کشف وقایع، در انها می دهد وانها را منظم می کند مهم است.    پس وقتی صحبت از تجربه به میان می اید منظور این نیست که  نویسنده  باید ماجراهای گوناگون را پشت سر گذاشته باشد.داستان می تواند  دربارۀ هر چیزی باشد. البته داستان ثبت حوادثی که برای اشخاص رخ می دهد نیست، بلکه ثبت واکنش انها دربرابرحوادث است. چون داستان به شخصیت می پردازد و شخصیت است که حوادث را رقم می زند و حوادث نیز شخصیت را ترسیم می کند. مثلاً نوشتن دربارۀ مردی که بر روی رینگ مشت زنی یا در حال دست و پنجه نرم کردن با گاوی خشمگین است همان قدر حساس برانگیز و مناسب است که  لرزش خفیف دست یک زن.   کسانی هم  که می خواهند نویسنده شوند باید  حساسیت قوۀ  ادراکشان را نسبت به زندگی بشر تقوییت کنند. در این مورد نیز جیمزسخن نغزی گفته است. وی ضمن تایید این نکته  که نویسندگان جوان باید اثارشان را براساس تجربییات خود شان بنویسند، می گوید  ولی قبل از این باید  یاد بگیرند که چه طور بیشترین و والاترین تجربیات ممکن را به  وسیلۀ خود اگاهشا ن جذب کنند.وسپس به نویسندگان جوان توصیه می کند که«سعی کنید چیزی از چشمانتان دور نماند.» جیمزبا استفاده از مهارتهای عملی خودش درداستان نویسی به شرح نحوۀ استفادۀ نویسنده ازتجربیاتش می پردازد ومی نویسد« قدرت حدس زدن نادیده ها ازطریق دیده ها،توانایی کشف اشارات ضمنی، قدرت قضاوت دربارۀ  کل یک چیز ازطریق  یکی از اجزای ان، داشتن وضعیتی که بتوان زندگی را در مجموع  و به طور کامل احساس کرد طوری  که بتوان  به راحتی هرکدام از زوایای  خاص ان را شناخت، مجموعۀ استعدادهای ذاتی ای است که تجربه را بوجود می اورد. پس اگر تجربه  متشکل از مجموع  برداشتهاست می توان گفت که مجموعۀ برداشتها و تاثیرگیریها تجربه است.»    اگر بگوییم  نویسندگی  حاصل  کشف و شهود است  ان  را محدود به  جنبۀ کوچکی  از زندگی و در نتیجه  تحقیر کرده ایم. به همین  دلیل هم عکس این  گفته صحیح است. منبع اصلی اثر نویسنده کل زندگی اوست. همۀ  حواس او من جمله حس چشایی و لامسه اش،  وضع سوخت وساز بدن، فشار خون، وضع دستگاه گوارش، دمای بدن، خاطرات گذشته، سرزندگی و هوشیاری ذهن، مطالعات قبلی، نگاه  ژرفکاو وی نسبت به زنگی اشخاص، تمایلات جنسی و گوش اوکه برای شنیدن اصوات تیزاست،هریک به نحوی در پدید امدن اثرش سهیمند.))[۲]

جهت دانلود متن کامل مقاله داستان نویسی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : داستان نویسی، مقاله داستان نویسی، تحقیق داستان نویسی، مقاله در مورد داستان نویسی، تحقیق در مورد داستان نویسی،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله داستان شامل 42 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد داستان می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

هنر مقوله اى است که از آغازِ آفرینشِ انسان تاکنون پا به پاى آدمى پیش رفته و پیشرفت کرده است. براى حوزه هاى معرفت بشرى، همچون فلسفه، ریاضیات و علم، مى توان سرآغاز و سرگذشتى نوشت. هنر، امّا، حیاتى بى آغاز و سرگذشتى نانوشتنى دارد. در باب هنر فراوان گفته اند و بسیار نگاشته اند; امّا هر چه گفته اند جملگى در واقع تاریخى از تجلّیات هنر آدمى است و از حقیقتِ حضورِ هنر در زوایاى بشرى چندان که باید پرده برنگرفته اند، که: کس نگشود و نگشاید این معمّا را. بارى، این حضور پنهان و بى بدیل را تنها در یک جاى مى توان سراغ گرفت: حوزه دین و تجربه تعالى بخش روح آدمى. دین از دیرینه هاى تاریخ تاکنون، همگام با هنر، و حتّى بسى ژرفتر، هزار توى حیات و هستى بشر را درنوردیده، روح آدمى را صفا و صیقل بخشیده، راه ناهموار زندگانى را هموار کرده و دیده آدمى را از زمین خاکى به فراسوى هستى کشانده است. در درازاى تاریخ، این دو مقوله براستى آن چنان در هم تنیده اند که بازشناسى و بازآرایى آنها از یکدیگر ناممکن مى نماید. شاید این پیوند و پیوستگى از آن روست که دین و هنر، هر دو، ریشه در پنهانِ جان و مایه در عمقِ هستىِ انسان و جهان دارند و باگوش دل مى توان راز «فطرة الله التى فطر الناس علیها» را از آنها باز شنید. بنابراین همچنان که دین، مقدس است و متعالى، هنر نیز ریشه در قداستها و تعالى جویى هاى انسان دارد و به همان سان که «دیانت» بدون دستگیرى پیامبران به کژى و کاستى مى گراید، «هنرمندى» نیز بى رهنمود خداى هنر و هستى به بیراهه مى رود. از این جاست که باید پیوند دو سویه دین و هنر را، همچون همیشه تاریخ، پاس داشت و در عصر تباهى و بى پناهىِ انسان، در پناه آن آسود و به بلنداى کمال انسان راه جست. از سوى دیگر، ادبیات و هنرهاى ادبى از دیرباز یکى از مهمترین و متداولترین شاخه هاى هنر به شمار مى آمده اند و حتّى با ظهور هنرهاى جدید، هنوز هم از رواج و رونق نیفتاده اند. حتّى مى توان گفت که سینما، تئاتر و تلویزیون نه تنها با ادبیات سر ستیز نگذاشته اند، بلکه انواع فنون ادبى را به نیکوترین شکل به خدمت گرفته اند. امروزه هنرپژوهان بدرستى بر این عقیده اند که رسانه ها و هنرهاى یادشده تنها بر بسترِ پر فیض ادب به شکوفایى و بالندگى مى رسند و بى آن، بار و برى ندارند. بى دلیل نیست که آثار بزرگِ نمایشى و سینمایى در جهان غالباً بر متونِ استوارِ ادبى شکل گرفته است و بسیارى بر این باورند که وضعیّتِ ناهنجارِ هنرهاى نمایشى در ایران بیشتر به ضعف مایه هاى داستانى و قصّه نویسى باز مى گردد. از همین جا مى توان اهمّیّت داستان نویسى و قصّه پردازى را بازشناخت. هرچند داستان و رمان، در مفهوم جدید آن، تاریخى بس کوتاه دارد، امّا پیشینه قصّه و قصّه گویى، در معناى وسیع آن، در درازاى دیرین تاریخ ناپیداست و بدرستى نمى توان گفت که نخستین قصّه را چه کسى پرداخته است. راستى چه کسى مى داند که کدامین پدر اوّلین حماسه را سرود و در جمع خویشان باز گفت و چگونه مى توان دانست که کدامین مادر اوّلین زمزمه قصّه را در گوش کودک خویش ترنّم کرد؟ اگر درست بنگریم، قصّه همواره حضورى پیدا و پنهان در زندگى روزمرّه ما داشته و دارد و تاریخ فرهنگ و تمدّن بشرى بدون یادکردى از این مقوله، ناتمام و نابسامان مى نماید.

 شاید از همین روست که ادیان الهى و کتب آسمانى غالباً پیام خویش را در مایه اى از قصّه و حکایت بیان مى داشته اند و بر تأمّل و عبرت آموزى از سرگذشت پیشینیان بسى تأکید مىورزیده اند. در میان کتب آسمانى، قرآن بى شک از این جهت رهاوردى بزرگ و بى مثال دارد. اصرار قرآن بر قصّه گویى و قصّه خوانى هر خواننده اى را به وجد و شگفتى وامى دارد. انسان از خود مى پرسد که مگر قصّه چیست و چه مى کند که آفریدگار هستى در آخرین پیام به آفریده خویش این چنین قصّه مى گوید و او را به تأمّل در قصّه ها فرا مى خواند.

وارد شدن در هر رشته ای نیازمند وجود یک زمینه قبلی در شخص داوطلب است.پیش زمینه عالم هنر نیز به اعتقاد عده ای وجود «هوش» و «حساسیت» در شخصی است که می خواهد به این وادی قدم بگذارد. یک مطالعه سطحی در زندگی هنرمندان اصیل و مشهور جهان نشان می دهد که آنها از این دو ویژگی برخوردار بوده اند.

منظور ازهوش، داشتن بهره هوشی بالاتر از متوسط و مقصود از حساسیت، داشتن آنتنهای حسی قوی و تیزتر یک فرد نسبت به پیرامون خود در مقایسه با افراد دیگر است به طوری که فرد در قبال مسائل و اتفاقاتی که در پیرامون او و جهان رخ می دهد عکس العملهایی به مراتب عمیقتر و گسترده تر نشان می دهد.در برابر حوادث مختلف بسته به نوع آن مانند بچه ها از شادی لبریز یا مانند زنان به سادگی اشک بریزد و یا مانند افراد زود رنج و کم تحمل از عمق وجود خشمگین شود و از شدت خشم همه چیز را به هم بریزد.

وقتی مجموعه متناسبی از این دو عامل در شخصی جمع شد و با یک ذوق تربیت یافته هنری همراه شد، ما شاهد یک «هنرمند بالقوه» خواهیم بود، یعنی هنرمندی که تنها استعدادهنری دارد اما هنوز این استعداد به عرصه ظهور نرسیده است. برای بالفعل شدن این استعداد مطالعه، تحقیق وتمرین بسیار زیاد تا حد اشباع شدن در آن رشته خاص باید انجام گیرد تا فرد فوت و فنها و چم و خمهای آن رشته را به خوبی فرا بگیرد تا کاملابر آن فنون مسلط و سوار شود.

برای قصه نویس شدن نیز باید مراحلی طی شود که از آن جمله خواندن هزاران داستان است. یعنی وقت گذاشتن و به قول قدیمی ها دود چراغ خوردن وشب بیداری ها وگذشتن از بسیاری از تفریحات و مشغولیتهای دیگر.

در این راه میان بر وجود ندارد باید تمام راه را رفت و آن هم پیاده تا به سر منزل مقصود رسید. تحمل این رنجها نه تنها در مراحل ابتدایی آن وجود دارد بلکه تا رسیدن به مرحله پختگی و کمال نیز باید ادامه یابد.

در باره رمان عظیم حدودا دوهزار صفحه ای «جنگ وصلح» اثر «لئو تولستوی» نوشته اند که او آن را هفت بار پاکنویس کرد. حال آنکه دنیا او را از نوابغ کم نظیر عالم ادبیات می داند.

«ارنست همینگوی» می گوید داستان «پیرمرد و دریا» را بیش از دویست بار باز نویسی کرده است. غرض آنکه خوش باوری و ساده انگاری است که کسی گمان کند بدون کوشش و تلاش بسیار و تنها با داشتن ذوق واستعداد هنری می تواند در این راه به جایی برسد و یک شبه ره صد ساله را بپیماید و به قله های موفقیت دست یابد. پس کار خود را با خواندن داستانهای مختلف وبرگزیده شروع می کنیم.

آغاز راه نویسندگی

کسی که می خواهدداستان نویس و یا قصه نویس خوبی شود حتما باید از همان دوران کودکی داستان و  قصه بخواند و خیلی زیاد هم بخواند. اما این تاکید نباید کسی را به اشتباه بیندازد که مطالعه چنین شخصی تنها باید به قصه محدود شود. موضوع کار داستان نویس انسان و زندگی است. انسان یک موجود چند بعدی است و در مسیر زندگی خود با کل هستی در ارتباط بده و بستان متقابل است.

جهت دانلود متن کامل مقاله داستان کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، مقاله داستان، تحقیق داستان، مقاله در مورد داستان، تحقیق در مورد داستان،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله  زندگی نامه شیخ احمد جام شامل 30 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   زندگی نامه شیخ احمد جام می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

شیخ احمد جام (ژنده پیل)

شیخ الاسلام ابونصر احمد بن ابوالحسن بن احمد بن محمد نامقی جامی معروف به احمد ژنده پیل یا احمد جام از بزرگان مشایخ عرفان ایرانی در نیمه دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری است. وی در سال ۴۴۱ هجری در قریه نامق یا نامه از توابع جام از اعمال ترشیز ولادت یافت.  پدرانش برزگر بودند و او در جوانی آمی بود و در نوشخواری و میگساری افراط می کرد.

 سرانجام در بیست و دو سالگی توبه کرد و وارد حلقه تصوف شد.  دوازده سال در کوه نامق و شش سال در کوه بیزد در خاک جام بخلوت نشست و سپس بنای ارشاد را گذاشت.  نخست در سرخس و استاد و زورآباد بود و در ضمن سفرهایی به هرات و نیشابور و بوزجان و مرو و باخرز و بسطام کرد و به حج رفت.  سرانجام به روستای معدآباد در سرزمین جام رفت و در همانجا به سال ۵۳۶ هجری در ۹۵ سالگی زندگی را بدرود گفت.  در بیرون دروازه معدآباد بخاک سپرده شد.

مزار وی هم اکنون در همان ناحیه که امروز تربت خوانده میشود برپاست، و زیارتگاهست و بهمین جهت آن محل را تربت جام میخوانند.  ساختمان آرامگاه وی را ملک غیاث الدین محمد کرت در سال ۷۱۹ هجری ساخته است.

 

شیخ احمد جام

به روایات فرزند شیخ احمد جام

به محض ورود به تربت جام حال و هواى خاصى به آدم روى مى‏آورد پاکیزگى فضاى مجموعه تربت جام انسان را سبک‏بال‏مى‏سازد و در میان جمعى از مهربان‏ترین مخلوقات روى زمین تصور مى‏کنم در گهواره‏اى مملو از صفا و محبت به هر سوى کشیده‏مى‏شوم.

در دفتر کار حاج آقا شرف‏الدین حاج الاحمدى فرزند شیخ احمد جام و تولیت مجموعه پاى صحبت گرم و دلنوازى نشسته‏ام با جان‏و دل مى‏شنوم.

«حضرت شیخ احمد جام قدس سره از اولاد حضرت جریربن عبداللّه وجلى، از اصحاب بزرگ پیامبر گرامى اسلام بوده است.اصل‏شان از یمن بوده، جریر هنگامى که در سال آخر بعثت به حضور حضرت پیامبر اسلام مشرف شد، حضرت رسول رداى مبارک را برروى زمین پهن کردند و فرمودند، جریر روى ردا بنشیند و حدیث مشهورى بر این واقعه وجود دارد که حضرت پیامبر فرمود: هرگاه بزرگ‏قومى نزد شما آمد او را اکرام کنید.

 این حدیث در مورد جریربن عبداللّه اتفاق افتاده است.» حاج آقا شرف‏الدین جامى الاحمدى تولیت مجموعه مزار، امام جمعه، رهبر معنوى و قاضى شرع مردم تربت جام که با ۲۳ واسطه‏ شجره‏اش به شیخ احمد جام مى‏رسد مردى وارسته و عارفى بزرگوار است که فیض محضرش لذت فراوانى دارد.

 روحانى خوش بیان دریک محیط آرام‏بخش و ساده که محل کار وى و خانه امید هزاران انسان با خدایى است که براى حل مشکلات خود به آنجا روى‏مى‏آورند، با شور و هیجان خاصى از جد بزرگوار خود براى «گردشگرى» حکایت مى‏کند:

 «حضرت شیخ احمد جام ششمین نسل از حضرت جریربن عبداللّه در ماه محرم سال ۴۴۰ هجرى قمرى در قریه نامق ترشیز(کاشمر) چشم به جهان گشود پدرش ابوالحسن نام داشت و «بونصر» کنیه‏اش بود.

 جوانى رشید و پهلوان و خوش اندام بود و مانندهمسالانش به تقاضاى جوانى به عیش و عشرت مى‏پرداخت.

 در ۲۲ سالگى واقعه‏اى پیش آمد. او و یارانش پس از توبه از رفتار گذشته‏خود هر یک به سویى روى نهادند و عزلت پیشه کردند و احمد جوان ۱۲ سال در وههاى نامق و ۶ سال در میان کوه بزد در غرب تربت‏جام خلوت‏نشین شد و به تزکیه نفس پرداخت و به مدد بارقه‏اى الهى در وادى تقوا گام نهاد.»

هنگامى که به بناى مسجد نور در بالاى تپه معدآباد اراده کرد و گفت مى‏خواهد آب زراعتى را از پایین به بالاى تپه ببرد حیرت کردندو چه‏بسا او را دیوانه تصور کردند و زارع مالک آب وقتى از تصمیم شیخ باخبر شد به او پرخاش کرد و با بیل به سرش کوبید. شیخ به اوگفت: اى غول! و با کشیدن عصایش بر روى زمین آب را به بالاى تپه منتقل ساخت. مردى که با بیل به سر شیخ زده بود با دیدن کرامات‏شیخ لقب غول را که از شیخ دریافت کرده بود با افتخار براى خود و فرزندانش نگهداشت که هنوز هم فامیل غول احمدى در تربت جام‏وجود دارد.

هنگام پوشش سقف مسجد یکى از چوبها کوتاهتر از چوبهاى دیگر بود از شیخ کمک‏خواستند، شیخ یک طرف چوب را به دست خود گرفت و سر دیگر چوب را به شخصى‏واگذاشت و گفت چوب را بکش و زمانى که چوب را کشیدند بلندتر شد. حتى یک متر از دیوارهم بیرون آمد. هنوز این چوب در بالاى مسجد مشاهده مى‏شود.

شیخ که به اقصى نقاط جهان هجرت کرده بود در روستاى معدآباد خانقاهى براى موعظه وتدریس مریدانش احداث کرد.

روستاى ساده معدآباد به برکت وجود شیخ احمد رونق یافت و بعدها با استقبال زائران ومریدان و ارادتمندان وى از اهمیت فراوانى برخوردار شد و جاى شهر اصلى جام را گرفت.

«زمانى هم شیخ در کوچه ‏هاى سرخس آواز حکیمانیم، حکیمانیم و طبیبانیم سر مى‏داد وبیمارانى را که دچار مرضهاى صب‏العلاج بودند شفا مى‏بخشید پس از شفا یافتن بیمارش، او رااز خانه بیرون مى‏آورد و همراهش در کوچه‏ها راه مى‏رفت.

«در زمان حیات ایشان سلطان سنجر سلجوقى که به منظور دفع اسماعیلیه به بوژگان تربت‏جام وارد شده بود شنید که شخصى به نام احمد اهل کرامات و خوارق عادت است. سلطان‏سنجر او را نزد خود مى‏خواند.

 شیخ به فرستاده مى‏گوید ما با سلطان کارى نداریم اگر او کارى‏دارد بیاید! سلطان سنجر از شنیدن ماجرا خشمگین مى‏شود و تصمیم مى‏گیرد مامورانى براى‏جلب شیخ اعزام کند.

 در این هنگام به سلطان خبر مى‏رسد که همه اسب‏هاى سپاه دچار بیمارى‏وحشتناکى شده‏اند. سلطان با تصور ارتباط بیمارى اسبها با بى‏احترامى به شیخ از جلب او صرف‏نظر کرده و خود با وزرا و امیران به دیدار شیخ عزیمت مى‏کند.

جهت دانلود متن کامل مقاله  زندگی نامه شیخ احمد جام کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : زندگی نامه شیخ احمد جام، مقاله زندگی نامه شیخ احمد جام، تحقیق زندگی نامه شیخ احمد جام، مقاله در مورد زندگی نامه شیخ احمد جام، تحقیق در مورد زندگی نامه شیخ احمد جام،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
تحقیق  راز و رمز نوشتن شامل 68 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  راز و رمز نوشتن می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

پیشگفتار:

مقصود از تحقیق متون و آیین و نگارش فارسی این است که دانشجویان رشته‌های مختلف با قواعد نگارشی و مقاله‌نویسی، داستان‌نویسی، نامه نگاری و … بیشتر آشنا شوند.

در این مطالب پاره‌ای از مباحث، داستانها، مقالات و مقاله گونه‌ها و مطالب دیگر آمده است.

و در آخر تحقیق منابعی از کتابهای متعدد است که در زمینة آیین نگارش آورده شده است که دانشجویان و پژوهشگران برای مطالعه بیشتر از آنها منابع برای بیشتر شدن اطلاعات خود استفاده می‌کنند.


نوشتن برای خواندن

خواندن نیمة دوم نوشتن است. در آغاز خواندن شفاهی بود. آدمی نخست رمز گفتاری کلام را آفرید و سپس رمز نوشتاری آن را. به همین سبب راه تفهیم و تفاهم و اساس همه یادگیریها زمانی بس دراز زبان سمعی یعنی گفتن و شنیدن بود. هنگامی که آدمی رمز نوشتاری کلام را آفرید، تفهیم و تفاهم و یادگیری از راه زبان بصری، یعنی نوشتن و خواندن، نیز برایش امکان‌پذیر شد. در زبان بصری همان نشانه‌های زبان سمعی به صورت نشانه‌های بصری الفباء که جانشین نشانه‌های صوتی هستند، به کار می‌روند.

بیسواد کاربردش در تفهیم و تفاهم زبان سمعی است و با سواد هم زبان سمعی و هم زبان بصری. اگر در روزگاران بسیار دور از سخن قصه‌گو و شاعر و دانشی که سینه به سینه به ما رسیده بود و به زبان می‌آمد لذت می‌بردیم، هنوز هم لذت این خواندن شفاهی را، چه از شنیدن سخن گویندگان و چه برنامه‌های رادیو و تلویزیون و تئاتر و سینما و مانند آن نه تنها از دست نداده‌ایم، بلکه بر آن افزوده‌ایم.

در ادبیات شفاهی، یا خواندن از راه گوش، هنگامی که گوینده و شنونده رو در روی یکدیگر باشند، ارتباطی مستقیم میان آن دو برقرار می‌شود. برای مثال، در صحنه تئاتر این ارتباط میان بازیگر و بینندة شنونده دو جانبه است. بازیگر احساسات و معنی و مقصود نویسنده را درک کرده است و آن را بازگو و مجسم می‌کند. در همان زمان احساسات و برداشت بیننده و شنونده را هم در می‌یابد و نسبت به آنها واکنشی پیدا می‌کند و به آنها پاسخ می‌دهد. اما این به آن معنا نیست که همیشه گوینده بیان کنندة احساسات و عواطف و معنی و مقصود گفته‌هائی است که شنیده است  یا خوانده است. بسیاری از کتابهای مورد علاقة مردم سالهاست که به وسیلة باسوادی برای گروهی بیسواد خوانده می‌شود. چه بسیار پیش آمده است که خواننده این کتابها بر حسب سواد و فهم و درک و ذوق و برداشت خویش نوشته نویسنده‌ای را برای شنوندگان ترجمه و تشریح و تفسیر کرده است که با معنی و مقصود و احساسات نویسنده تفاوتی فاحش داشته است.

وقتی که نوشته به زندگی اجتماعی ما راه یافت، دیگر ارتباط گوینده و شنونده به صورتی که بیش از آن بود امکان‌پذیر نشد. هرگز نمی‌توانیم یقین داشته باشیم که آنچه خواننده می‌خواند همان قصد نویسنده است. هر خواننده از آنچه می‌خواند برداشتی خاص خود دارد. نویسنده‌ای را موفق می‌دانیم که این برداشت متفاوت را تا آنجا که می‌تواند به حداقل برساند. به همین سبب است که می‌گوئیم خواندن نیمه دوم نوشتن است. نوشتن وسیله‌ای است برای فرستادن و دریافت پیام. نوشته‌ای که آسانتر خوانده شود، درست فهمیده شود، و بیشتر خوانده شود، به هدف نزدیکتر است.

برای اینکه به اهمیت و راز و رمز نوشتن پی ببریم، ناگزیر باید بدانیم نیمة دوم آن یعنی خواندن، چگونه صورت می‌گیرد و کمی دقیقتر و از دیدی علمی هنگام نوشتن به خواندن توجه داشته باشیم.

منظور از خواندن و مطالعه چیزی جز درک مطالب نوشته شده و شناخت ارزشها و معانی و مفاهیم کلمه‌ها و عبارتها و جمله‌ها و دریافت دانستنیها و معنی و مقصود و پیامی که نویسنده با رمز کلام نوشته است، نیست. قصد این است که خواننده به اندیشه‌ای که در نوشته پنهان است پی ببرد. اگر هنگامی که مشغول مطالعه هستید کتاب یا نوشته را کنار بگذارید و اندکی به آنچه سبب شده است بتوانید مطالعه کنید بیندیشید، بهتر درخواهید یافت که چگونه بنویسید.

هنگامی که مشغول مطالعه هستید، کاری بس پیچیده انجام می‌دهید که حاصل سالها تجربه و دانش‌اندوزی است:

۱- با یک نگاه واژه‌ها را باز می‌شناسید. چرا؟ چون هر یک را صدها بار پیش از آن شنیده‌اید، دیده‌اید، و شناخته‌اید. شکل آن واژه در ذهنتان به صورت آوای واژه شناخته می‌شود. زیرا با قراردادهای رمز گفتاری زبان از پیش آشنا بوده‌اید و رمز نوشتاری، که در زبان بصری به جای رمز گفتاری به کار می‌رود، برایتان بیگانه نیست و ذهنتان به آسانی کشف رمز می‌کند.

۲- معنی هر واژه از ذهنتان می‌گذرد. چرا؟ چون معنی آن واژه را پیش از آن می‌دانسته‌اید.

۳- از مجموعة معانی واژه‌هائی که خوانده‌اید معنی تازه‌ای از ذهنتان می‌گذرد. چرا؟ چون تجربه‌ها و دانشهای قبلی شما برای یافتن این معنی تازه، که در ضمیر عبارت یا جمله است، به شما کمک می‌کند تا پیام نویسنده را از مجموعة واژه‌هائی که برای بیان اندیشه‌ای بکار برده است دریابید.

۴- دربارة آنچه خوانده‌اید واکنشی نشان دهید. چرا؟ چون تجربه‌ها و دانشهای قبلی شما را به تفکر وا می‌دارد تا دربارة آنچه خوانده‌اید اندیشه کنید و به داوری برخیزید.

این گونه خواندن پیشرفته‌ترین نوع مطالعه است، و نوشته‌ای ارزش خواندن دارد که سرانجام خواننده را به اندیشیدن و تفکر برانگیزد. اگر نوشته‌ای دست‌انداز و دشواری خواندن و فهم و درک نداشته باشد، و اگر خواننده‌ای راه درست خواندن را از کودکی آموخته باشد، و به تندخوانی- یعنی مهارت در خواندن- خو گرفته باشد، با میدان دید وسیعتری گروهی از واژه‌های یک جمله را یکجا خواهد دید و خواهد توانست همة یک جمله یا قسمتی از یک جمله را ببیند و بخواند. چنین مهارتی در تندخوانی یکسویه نمی‌تواند باشد. سوی دیگر دستیابی به این گونه خواندن نوشتة نویسنده است که راه را با دشواریهای نوشته بر خواننده نبندد.

چشم در هنگام خواندن به صورت خطی مستقیم و پیوسته روی واژه‌ها حرکت نمی‌کند، بلکه حرکت آن بر روی هر سطر از نوشته از لحظه‌های پی در پی مکث و جهش تشکیل شده است. لحظه‌ای توقف می‌کند، سپس با سرعت به چپ یا به راست (بسته به جهت خط) جهش دارد و دوباره مکث می‌کند. چشم فقط وقتی که مکث می‌کند می‌تواند ببیند و زمانی که در حال جهش است قدرت بینائی ندارد. چشم در حدود ۹۰% زمانی را که صرف خواندن می‌کند در حال مکث است. مهارت در خواندن را اگر به درجه‌هائی تقسیم کنیم چشم یک خوانندة ماهر در خواندن یک سطر معمولی (در حدود ۱۲ سانتیمتر) ۳ تا ۴ بار، یک خوانندة نیمه ماهر ۷ تا ۸ بار، و یک خوانندة ناتوان ۱۱ تا ۱۲ بار مکث می‌کند.

نویسنده‌ای که با توجه به میزان مهارت خواننده نمی‌نویسد. حتی خواننده ماهر و تندخوان را ناگزیر به کندخوانی می‌کند. به همین سبب است که می‌گوئیم به نوشته‌هائی نیاز داریم که گذشته از محتوا، راز و رمز نوشتن در آنها درست به کار برده شده باشد و به معنی درست کلمه خوانده شود، نه اینکه فقط نگاه خواننده از روی آنها بگذرد. نوشته‌ای به درستی خوانده می‌شود که به راستی نوشته شده باشد، نه اینکه فقط بر کاغذ نقش یا چاپ شده باشد.

جهت دانلود متن کامل مقاله  راز و رمز نوشتن کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : راز و رمز نوشتن، مقاله راز و رمز نوشتن، تحقیق راز و رمز نوشتن، مقاله در مورد راز و رمز نوشتن، تحقیق در مورد راز و رمز نوشتن،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله  تمرکز زدایى در ایران عصر صفویه شامل 28 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   تمرکز زدایى در ایران عصر صفویه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

از جمله مباحثى که طى چند دهه اخیر در حوزه مدیریت دولتى در جهان مطرح شده بحث تمرکززدایى اداره امور عمومى و واگذار نمودن آن به واحدهاى محلى در هر کشور است. اداره امور محلى توسط سازمان هاى محلى مستلزم در نظر گرفتن نقاط قوت واحدهاى محلى و تفویض بخشى از اختیارات دولتى به این واحدها مى باشد. ایران نیز از جمله کشورهایى است که در این مرحله قرار داشته و پرداختن روز افزون دست اندرکاران به بحث شوراهاى اسلامى از مصادیق این امر مى باشد. از آن جا که قبل از اجراى یک سیاست در یک کشور، اولین قدم پرداختن به پیشینه تاریخى آن سیاست است، لذا لازم است پیشینه تاریخى چنین سیاستى را در ایران به دقت بررسى کرده تا از این طریق بهترین الگو انتخاب و به کار گرفته شود. در این مقاله با تبیین مفهوم عدم تمرکز و انواع آن، به وضعیت عدم تمرکز در نظام ادارى ایران در دوره صفویه مى پردازیم.

واژگان کلیدى: نظام ادارى، عدم تمرکز سیاسى، عدم تمرکز ادارى، دوره صفویه، دولت مرکزى، ایالات و حکومت محلى.

 

مقدمه: تمرکز زدایى; مفاهیم و رویکردها

در آغاز بحث، یکى از تعاریف گویا و فراگیر تمرکززدایى که مرجع ارجاعات بعدى به تمرکززدایى خواهد بود، ذکر مى شود: تمرکز زدایى۲ متضمن فرآیند یا وضعیتى است که در آن قدرت ها و مسئولیت ها از یک مرجع مرکزى به ارگان هاى دیگرى که معمولاً محلى ترند، انتقال مى یابد. این اصطلاح را مى توان درباره فرآیند تصمیم گیرى سیاسى، توزیع قدرت ها میان مراجع منتخب و سازمان بوروکراسى به کار برد.۳

امروزه یکى از روش هایى که غالب کشورهاى جهان براى مقابله با مشکلات داخلى یا محلى و تأمین به موقع نیازها و توقعات مشابه افراد مناطق مختلف برگزیده اند ایجاد، توسعه و تقویت سازمان هاى محلى است; بدین معنا به مردم نواحى فرصت و موقعیت کافى براى سازندگى و عمران منطقه خویش اعطا مى شود. اعطاى این فرصت باید با اعطاى اختیارات و منابع مالى و اعتبارى لازم توأم باشد. بنابراین، این نکته مسلم است که اعطاى اختیار و تأمین منافع و اعتبار به صورت مستقل فقط در سیستم غیرمتمرکز نتیجه مطلوب مى دهد.

در این بیان، اجمالاً مفهوم، هدف و نتیجه تمرکززدایى مطرح شده است:

تمرکززدایى به مفهوم واگذارى قدرت به واحدهایى از حکومت که در سطح محلى به گونه اى دموکراتیک سازمان یافته اند، مدت هاست گریزگاهى از تمرکز بیش از حد قدرت در بوروکراسى هاى بزرگ دیده شده است.

طبق توصیف و تفسیر ذکر شده در مباحث پیشین، بوروکراسى به مثابه تبلور تمرکز قدرت سیاسى و ادارى، برخلاف هدف آرمانى و نوع عالى خویش، مانعى در مسیر کارایى ساختار سیاسى و توان پاسخ گویى آن به شهروندان است. تمرکززدایى در این راستا به مقابله با این ویژگى متبلور در بوروکراسى مى پردازد:

تمرکززدایى، هم به کارایى حکومت و هم به هماهنگى سیاسى کمک مى کند. گسترش و سیطره بوروکراسى را تنها با تمرکززدایى در واحدهایى از حکومت که شهروندان با آن مى توانند ارتباط برقرار کنند و در نتیجه مى تواند پاسخ گوى نیازهاى شهروندان باشد، مى توان مهار کرد.

اگر تمرکزگرایى که در بوروکراسى تجلى مى یابد، مانعى بر سر راه مشارکت سیاسى و اجتماعى و خلاقیت فردى است، اما تمرکززدایى راه برون رفت از این معضل محسوب مى شود، از این رو برخى نظریه پردازان معنا و مفهوم تمرکززدایى را مقابله با بوروکراسى از طریق اعاده خود مختارى و خلاقیت در فرآیند تصمیم گیرى مى دانند. بنابراین، مى توان تمرکززدایى را از لوازم خروج از انحصار و تجمع قدرت سیاسى ـ ادارى و ورود به پویش مشارکت، گزینش، نمایندگى و دموکراسى دانست: «ورود به فرآیند نوسازى و مستلزم تمرکززدایى و به عبارتى، دموکراتیزه کردن سیستم ادارى است». اصولاً میان دموکراتیزه کردن نظام و تمرکز ادارى تعارضاتى وجود دارد.

جهت دانلود متن کامل مقاله  تمرکز زدایى در ایران عصر صفویه کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : تمرکز زدایى در ایران عصر صفویه، مقاله تمرکز زدایى در ایران عصر صفویه، تحقیق تمرکز زدایى در ایران عصر صفویه، مقاله در مورد تمرکز زدایى در ایران عصر صفویه، تحقیق در مورد تمرکز زدایى در ایران عصر صفویه،
لینک های مرتبط :

مقاله  قیمومیّت غربى ها بر اقلیّت هاى دینى عاملى در فروپاشى دولت عثمانى شامل 29 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   قیمومیّت غربى ها بر اقلیّت هاى دینى عاملى در فروپاشى دولت عثمانى می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

نوشتار حاضر، ترجمه فصلى از کتاب «الدولة العثمانیة، قراءة جدیدة لعوامل الانحطاط» نوشته دکتر قیس جواد العزاوى است.۲ او، دکترى خود را با رتبه عالى در حوزه مطالعات عثمانى از دانشگاه سوربن فرانسه در سال ۱۹۹۳،م دریافت کرده است. او سردبیر نشریه دراسات شرقیه است و تاکنون، از وى چندین کتاب و مقاله در زمینه مطالعات دولت عثمانى چاپ و منتشر شده است.

در شماره چهارم از فصلنامه حاضر، مقاله اى عنوان «دولت عثمانى و امتیازدهى به اروپایى ها…» انتشار یافت که بخشى از مقدمه و فصل نخست از کتاب مزبور، ترجمه آقاى على غلامى دهقى بود.

در این نوشتار، ترجمه فصلى دیگر از کتاب یاد شده تقدیم مى شود که در واقع، بیانگر یکى از عوامل مهم انحطاط و فروپاشى دولت عثمانى است. در این نوشتار، روشن مى شود که دولت عثمانى با عدم دوراندیشى و با بى توجهى به جوانب مختلف امور، قیمومیّت و سرپرستى اقلیّت هاى دینى مستقر در قلمرو خود را به دولت هاى اروپایى سپرد، و آنان با استفاده از فرصت به دست آمده، در پیکره قلمرو عثمانى نفوذ کردند، و سپس نفوذ خود را در ابعاد سیاسى، اجتماعى و فرهنگى بسط دادند. بدین سان، با اقدامى که آغاز آن به دست خود دولت عثمانى بود، یکى از عوامل مهم فروپاشى آن دولت رقم خورد.

کلید واژگان: دولـت عثمانى، اقلیّت هاى دینى، قیمومیّت، دولت هاى اروپـایى، فروپاشى دولت عثمانى.

نظام اقلیّت هاى دینى در دولت عثمانى

در این نوشتار، راجع به موضع اسلام درباره اهل ذمه یا اهل کتاب بحث نمى کنیم. اصول و مبانى اسلام دراین باره، در قرآن کریم و سخنان ارزش مند پیامبر(صلى الله علیه وآله) و نیز در روش مسلمانان که در همه مذاهب اسلامى معین است، روشن شده است. هم چنین به دو پیمان نامه، یکى واقع میان رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) و یهودیان، و دیگرى میان او و مسیحیان نجران نمى پردازیم، زیرا برخى از خاور شناسان مانند لوید گارید،۳ و شمارى از مسیحیان عرب، همچون آنتونى فتال۴در پژوهش درباره آزادى هاى اهل ذمه در دولت اسلامى، آن دو پیمان نامه را بررسى کرده اند.

در این نوشتار، نظام اقلیت هاى دینى را در دولت عثمانى بررسى خواهیم کرد، و آن نظام بر اصول اسلامى براساس مذهب حنفى مبتنى بوده است. در این بررسى به عصر سلطان محمد فاتح (۱۴۵۱-۱۴۸۱م) روى مى کنیم و او کسى است که آرنولد توین بى، مورخ انگلیسى وى را عامل اصلى در باقى ماندن دولت هاى اروپایى بر آیین هاى مسیحى و یهودى به شمار مى آورد. واین در دورانى بود که آنان در برابر دولت عثمانى سر فرود آورده بودند. در آن دوران اگر سلطان محمد فاتح همان رفتار اسپانیایى ها را با مسلمانان و یهودیان پس از سقوط غرناطه در پیش مى گرفت، دیگر مناطقى همچون یونان، صربستان، یوگسلاوى، بلغارستان، رومانى، جزیره کریمه، شرق اتریش و جنوب لهستان، سرزمین هایى اسلامى بودند و در آن ها اثرى از اهل کتاب یافت نمى شد. اما حاکمان عثمانى که به نام اسلام حکومت مى کردند، از اجراى هر چیزى جُز شریعت سمحه اسلام اجتناب ورزیدند و برهمین اساس، همه خداپرستان و پیروان ادیان اسلامى را به رسمیت پذیرفتند.

تعامل میان دولت عثمانى با مسیحیان و یهودیان، پس از فتح قسطنطنیه به شکلى گسترده آغاز شد. پس از آن فتح، مقرراتى معین شد و به شکل نظامى کامل در سراسر ولایت هاى عثمانى در تمام دوره هاى برپایى آن دولت به اجرا در آمد. با توجه به اهمیت آغاز اجراى نظام اقلیت هاى دینى یاد شده به وسیله عثمانى ها، به حادثه تاریخى فتح قسطنطنیه روى مى آوریم و گزارش هاى برجسته ترین مورخان درباره آن حادثه را ارائه مى کنیم.

سلطان محمد فاتح در ۲۹ مى۱۴۵۳ وارد قسطنطنیه شد و فرمان هایى را مبنى بر منع هرگونه تعدّى و ایجاد اختلال در امنیت عمومى صادر کرد. سپس از کلیساى ایاصوفیا بازدید کرد و فرمان داد تا در آن جا براى اقامه نماز، آشکارا اذان گفته شود، و آن مکان را مسجد جامع مسلمانان قرارداد. پس از اتمام فتح بدین شکل، او در همه جا اعلام کرد که با برپایى شعایر دینى مسیحیان برخورد نمى کند و چنین مى پذیرد که نیمى از کلیساهاى مسیحیان به خود آنان واگذار شود و نیم دیگر به مساجد مسلمانان تبدیل شود. سپس سلطان محمد فاتح، روحانیان مسیحى را گرد آورد تا از میان خود، اسقف بزرگ برگزینند، و آنان جورج سکولاریوس را برگزیدند. سلطان این انتخاب را تأیید کرد و جورج سکولاریوس را رئیس رومیان مسیحى قرارداد و به مناسبت این انتخاب، جشنى با شکوه و مفصل گرفت; شبیه آن چه در روزگار پادشاهان روم مسیحى براى اسقف هاى بزرگ بر پا مى شد. هم چنین محمد فاتح براى آن اسقف بزرگ از میان نیروهاى نظامى موسوم به ینى چرى، محافظانى قرار داد، و به او این حق را اعطا کرد که در همه اختلاف هاى مدنى و جنایى میان رومى هاى مسیحى به قضاوت بپردازد، و مجلسى متشکل از روحانیان بزرگ کلیسا معین کرد تا اسقف بزرگ را در امر قضاوت یارى کنند. در سایر ولایات عثمانى نیز به همین شکل قضاوت را به کشیشان واگذار کرد. در برابر اعطاى این امتیازها، سلطان محمد فاتح مسیحیان را به پرداخت خراج موظف کرد، البته روحانیان مسیحى را از آن معاف کرد.

جهت دانلود متن کامل مقاله  قیمومیّت غربى ها بر اقلیّت هاى دینى عاملى در فروپاشى دولت عثمانى کلیک نمایید




نوع مطلب :
برچسب ها : قیمومیّت غربى ها بر اقلیّت هاى دینى عاملى در فروپاشى دولت عثمانى، مقاله قیمومیّت غربى ها بر اقلیّت هاى دینى عاملى در فروپاشى دولت عثمانى، تحقیق قیمومیّت غربى ها بر اقلیّت هاى دینى عاملى در فروپاشى دولت عثمانى، مقاله در مورد قیمومیّت غربى ها بر اقلیّت هاى دینى عاملى در فروپاشى دولت عثمانى، تحقیق در مورد قیمومیّت غربى ها بر اقلیّت هاى دینى عاملى در فروپاشى دولت عثمانى،
لینک های مرتبط :

شنبه 4 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله  منابع شیخ مفید در گزارش‏های تاریخی شامل 29 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  منابع شیخ مفید در گزارش‏های تاریخی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

در این نوشته با اشاره به اهمیت منابع در تاریخ اسلام، به ویژه اهمیت منابع کهن تاریخی، به منابع شیخ مفید و نیز ویژگی‏های روش وی در بهره‌گیری از منابع پرداخته شده است. بیان مواردی از این منابع کهن و ویژگی آن‏ها و نیز اشاره به گزارش‏های تاریخی شیخ مفید، به ویژه در دو کتاب الارشاد و الجمل و مقایسه آن‏ها با گزارش‏های مشابه که در منابع دیگر وجود دارد، مطالب این نوشته را در بر می‏گیرد. همچنین بخشی از منابع شیخ مفید که به گزارش‏های شفاهی و غیر مکتوب اختصاص دارد به اختصار بررسی شده است.

واژگان کلیدی: تاریخ اسلام، شیخ مفید، منابع تاریخی، مصنفات شیخ مفید.

مقدمه

مطالعه در زمینه تاریخ، به ویژه تاریخ اسلام و تحلیل وقایع تاریخی باید با استفاده از منابع تاریخی کهن صورت گیرد. بر این اساس، صرف نظر از استثناهایی که وجود دارد و با در نظر گرفتن معیارهایی که منبع مورد استفاده را اعتبار می‏بخشد، باید اذعان داشت هر چه منبع مورد استفاده در مطالعات تاریخی به زمان وقوع حوادث نزدیک‌تر باشد از اتقان و درستی بیشتری برخوردار است. بسیاری از منابع تاریخی به مرور زمان از میان رفته و امروزه در دست‌‌رس ما نیست از این رو ناگزیر باید از آثاری استفاده کرد که از آن منابع بهره برده‏اند. یکی از عالمان بزرگی که به زمان منابع کهن نزدیک بوده و در آثار خود از آن‏ها بهره برده شیخ مفید است. از آن جا که این موضوع اهمیت بسیار دارد، آثار شیخ مفید مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و منابع مورد استفاده ایشان در گزارش‏های تاریخی تا حد ممکن بازشناسی شده است.

منابع شیخ مفید در گزارش‏های تاریخی

شیخ مفید به سبب واقع شدن در دوره‏ای که رشد و تکامل علوم اسلامی در اوج پیشرفت بوده از سویی، و موجود بودن بسیاری از منابع کهن تاریخ اسلام که در دوره‏های بعد از بین رفته است، از سوی دیگر، این امکان را داشته است که بتواند از منابع دست اول در جهت هر چه پربارتر شدن نوشته‏های تاریخی خویش بهره جوید. از این رو برخی معتقدند کتاب الجمل  بخشی از خطبه‏ها، نامه‏ها و احادیث امام علی(ع) را که برگرفته از کتاب‏های مفقود شده است، در بر دارد.[۱] در این صورت، الجمل در زمره منابع تاریخ اسلام به شمار می‏آید.

جهت دانلود متن کامل مقاله منابع شیخ مفید در گزارش‏های تاریخی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : منابع شیخ مفید در گزارش‏های تاریخی، مقاله منابع شیخ مفید در گزارش‏های تاریخی، تحقیق منابع شیخ مفید در گزارش‏های تاریخی، مقاله در مورد منابع شیخ مفید در گزارش‏های تاریخی، تحقیق در مورد منابع شیخ مفید در گزارش‏های تاریخی،
لینک های مرتبط :

مقاله  بررسی و تاثیر ابزارها بر شخصیتهای قاجاری در نقاشی  شامل 19 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   بررسی و تاثیر ابزارها بر شخصیتهای قاجاری در نقاشی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

«با آنکه هنر ایران در طی تاریخ تحت تاثیر شیوه‌های گوناگون سایر کشورها قرار گرفت همیشه این سه خصوصیت در آن باقی ماند: ۱ـ ذوق به رنگهای تند؛ ۲ـ تمایل به ریزه‌کاری ۳ـ تصرف در نقوش در طبیعت شیوه نگارگری در این دوران در آغاز مشابهت زیادی به رنگ و روغنی‌های دوران زند داشت و بسیاری از نقاشان دربار زندیه دربار فتحعلی شاه نیز نقاشی می‌کرده‌اند بیشترین اختلاف نقاشیهای قاجار و زند در رنگهای این تصاویر است رنگهای غالب نقاشیهای «رنگ روغن»‌ دوران زندیه سبز و رنگهای هماهنگ با آن بود که در تصاویر رنگ و روغن قاجاری به سرخهای مختلف بدل شد.

چهره انسان در این تصاویر نسبتاً‌ سخت است که با کمی سایه در زیر گردن و روی گونه‌ها که در حالت واقعی‌تر به آن بخشیده است. دیده ذهنی نگارگران گذشته تا حدودی در این تصاویر حفظ شده است به گونه‌ای که تمام چهره‌ها شبیه هم و در حالات گوناگون به صورت بی‌اعتنا تصویر شده‌اند چشمان درشت خمار، ابروهای کمانی، چهره سه رخ بیضی، ‌موهای بند چین چین و مواج باقته جغه و مروارید، دستان ظریف حنا بسته، کمر باریک و سرین بزرگ وجه مشترک زنان این تصاویر است که بیشتر در حال رقص و نوازندگی و ساقیگری هستند.»۱

«یک ظرف نقره‌ای بسیار نفیس و زیبا ، به شکل یک الهه متعلق به دوران ساسانیان در موزه کرملین وجود دارد که صورت این الهه قسمت مدور ظرف را شکل می‌دهد و زیبایی آن بیانگر سلیقه‌ی سامانیان در پسندیدن زنان زیباست. جالب توجه آنکه، نزدیک بودن توصیفات زیبایی شناسانه از زن در اشعار دوره‌ی اسلامی به صورت الهه است چشم بادامی، لبهای سرخ، و ابروهای کمانی. همچنین فرم صورت همچون قرص ماه است صورت دختران ترک چنین شکلی داشته و شاهزادگان ساسانی با انگیزه‌های سیاسی با دختران ترک ازدواج می‌کردند و در زمان قاجاریه اکثر زنان علاقه‌مند به ابروهای پهن، بلند، پیوسته و مشکی بوند. مردان نیز معمولاً‌ ابرو و ریش خود را با حنا و وسمه رنگ می‌کردند تا درخشش بیشتری بیابد. عکسهای فتحعلی شاه با ریش بلند و براق نمونه مناسبی بر این ادعا است استفاده از وسمه تا ابتدای قرن ۱۴ هجری (۱۹ میلادی) متداول بود که با ورود مدهای غربی به دربار قاجار کم کم به فراموشی سپرده شد.»۲

«مردان نیز با چشمان درشت، ابروهای کمانی پیوسته، موهای تنک و کوتاه و بیشتر با ریش بلند و لباس و کلاه قاجاری، شبیه به هم تصویر شده‌اند و برای مثال در این نقاشیها فتحعلی شاه با ریش بلند خال گوشة لب و تاجی که بر روی سرش قرار دارد شناخته می‌شود نقاشیهای بزرگ روغنی قاجاری در دوره فتحعلی شاه بسیار مورد توجه بود و با دقت و حوصله زیاد پرداخته می‌شد و

اکثر تصاویر با سطوح بزرگ، دامن لباسی، پشتی و فرش با حاشیه‌های گوناگون، گلهای ریز و مروارید تماماً‌ تزئین می‌شدند.

جهت دانلود متن کامل مقاله  بررسی و تاثیر ابزارها بر شخصیتهای قاجاری در نقاشی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : بررسی و تاثیر ابزارها بر شخصیتهای قاجاری در نقاشی، مقاله بررسی و تاثیر ابزارها بر شخصیتهای قاجاری در نقاشی، تحقیق بررسی و تاثیر ابزارها بر شخصیتهای قاجاری در نقاشی، مقاله در مورد بررسی و تاثیر ابزارها بر شخصیتهای قاجاری در نقاشی، تحقیق در مورد بررسی و تاثیر ابزارها بر شخصیتهای قاجاری در نقاشی،
لینک های مرتبط :

مقاله معنای هنر از نظر نظامهای فکری و جهان بینی‌های مختلف شامل 31 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  معنای هنر از نظر نظامهای فکری و جهان بینی‌های مختلف می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

معنای هنر و تعریف آن با روش‌های گوناگون و از نظر نظام‌های فکری و جهان‌بینی‌های مختلف مورد پژوهش و بررسی واقع شده و مطالب زیادی در این زمینه موجود است. فلاسفه، زیبائی شناسان، مورخین، باستان شناسان، مردم شناسان و بالاخره ناقدین هنر نیز به نوبه خود هر یک از منظر خاص خود موضوع را بررسی کرده و سعی کرده‌اند راه به جائی ببرند. اما تاکنون یک تعریف واحد و مقبول همگان ارائه نشده است. بلکه برخلاف تصور، مسأله آنقدر گسترده و پیچیده است که پژوهشگر به یاد این دو بیتی خیام می‌افتد که :

آنانکه محط فضل و آداب شدند                                   در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون                                    گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند

علاوه بر اختلاف روش‌ها، اختلاف مشرب‌ها و روحیات، اختلاف جهان‌بینی‌ها و مرام‌ها نیز مزید بر علت شده، و به اختلافات دامن زده است. در صورتی که هنر یک مقولة علمی و یا تجربی نیست که بتوان مستقل از ذهنیت‌ها و روحیات و حتی اهداف و آرمان‌های فردی و اجتماعی به آن پرداخت و یا آن را تعریف کرد. اگر در علوم محض و علوم تجربی بتوان تا حدودی ـ و تاکید می‌کنم تا حدودی ـ شاهد و مشهود را از یکدیگر جدا کرد، در مورد هنر به هیچ روی نمی‌توان «تماشاگر» و «بازیگر» یا «ناظر» و «منظر» را از یکدیگر جدا کرد. در امور هنری، ناظر، منظر و منظور چنان با یکدیگر آمیخته‌اند که نه تنها جدا کردنشان از یکدیگر دشوار است، بلکه در آمیختگی این سه عنصر شناخت چنان عمیق است که منجر به پیدایش نظریات کاملاً متفاوت در تعریف هنر شده. در حالی که هیچ یک از این نظریات را نمی‌توان کامل و بی‌عیب و نقص دانست. تعدادی از این تعاریف به شرح زیر است:

- استعداد تجسم آزادانه بخشیدن به افکار

- انتقال احساسات و عواطف

- گریز از هیولی (بی‌شکلی ماده خالص ـ فلاسفة یونان) یا جبران خلاء و تنگی فضای عالم خاکی

- کوششی برای خلق زیبایی یا‌ آفرینش صور لذتبخش

- عاطفه‌ای که صورت خوب از آن حاصل شود

- بیان و خلق

- روزنه‌ای به ماوراء یا کوششی برای اتصال به منشاء وجود

- انجام کاری برحسب قواعد یا به دست آوردن نتیجه از طریق استعدادهای طبیعی

- درک بی شائبه از جهان و…

به طوری که ملاحظه می‌شود این تعاریف بعضاً تفاوت‌های اساسی با یکدیگر دارند. بعضی اشراقی و عارفانه‌اند برخی فلسفی. و برخی واقع‌گرایانه و تحققی (پوزیتیویستی). بعضی‌ها بسیار کلی و عمومی و بعضی‌ها خاص هستند. بعضی اساساً واجد ویژگیهای اولیه یک تعریف علمی که عبارتست از جامع و مانع بودن نمی‌باشند (تعداد زیادی از این نوع تعاریف وجود دارند که ذکرشان در این مختصر نمی‌گنجد).

در عین حال این پراکندگی و اختلاف آراء موجب نمی‌شود که گمان کنیم پژوهش‌ها و مطالعات تفصیلی و زیادی که تاکنون برای کشف ماهیت هنر و منشاء آن شده بی‌فایده بوده و یا خواهد بود. برخلاف، در فراگرد این پژوهش‌های تاریخی و کوشش‌های نظری، همواره چشم‌اندازهای تازه‌ای پیدا شده و ناشناخته‌هائی به شناسائی آمده، و مسائلی به تدریج طی شده و چیزهای بسیاری کشف شده که قبلاً مشکوف نبوده است.

از طرف دیگر بد نیست به این مطلب توجه کنیم که آنچه بسیاری از اوقات به عنوان تعریف هنر تلقی می‌شود اساساً تعریف هنر نیست، بلکه یا بیان منشاء هنر است یا توصیف هنر و یا احکام و دستورات و راهبردها. باید این چهار مقوله را از یکدیگر تشخیص داد و هر یک جداگانه مورد بررسی و نقادی و تجزیه و تحلیل واقع شوند. به عنوان نمونه نظریات و مباحثاتی که تحت عنوان «هنر برای هنر» یا «هنر برای مردم» (جامعه) ابراز می‌شوند، گر چه خارج از حوزه فلسفه هنر نیست اما غالباً دستوری

(Normative) یا راهبردی بوده ارزشی علمی ندارند. این دو نظریه آنچناکه گاهی کاملاً متناقض می‌نمایند آنقدرها هم متناقض نیستند. البته متفاوت هستند اما لزوماً و تحت همه شرایط تاریخی  متناقض نبوده‌اند و نمی‌باشند. وقتی به مقصود گویندگان و شارحین این نظریات توجه کنیم می‌بینیم داستان به این صورت نیست که هر که می‌گوید هنر برای هنر لزوماً مقاصد فردپرستانه، غیراجتماعی و یا بدتر از آن ضداخلاقی داشته باشد، و یا هرکس می‌گوید هنر برای جامعه به لطافت‌ها و عناصر درون شخصیتی، درون ذاتی و عاطفی هنر توجه نداشته باشد و نداند که هنر از دل برمی‌آید و در محدوده خشک دیدگاه‌های اجتماعی با اهداف سیاسی نمی‌گنجد. درگیری‌ها و نفی و اثبات‌های تحت این عنوان در سطوح پایین تخصصی غالباً شعاری، مجادله آمیز، و مناقشات لفظی ناشی از تعبیر و تفسیر دلخواهانه و ظاهر کلامی و لغوی این دو راهبر است. برخورد صوری هم با این داستان که دارای یک سیر تحول طولانی (یکصد ساله یا بیشتر) با زیر و بم‌ها، فراز و نشیب‌ها، درست و نادرستیها، تنوع‌ها و گرایشات گوناگون، و تعابیر و تفاسیر و دیدگاه های متفاوت در درون هر یک از دو جریان است، راه به جائی نبرده، نمی‌برد و نخواهد برد. این دو جریان هر یک دارای بسترهای تاریخی  ـ اجتماعی و موجبات خاصی هستند که به نوبه خود قابل توجیه و قابل درک است. هر گونه داوری بدون درک و فهم موجبات، خاستگاه‌ها و بستر تاریخی ـ اجتماعی هر یک، نادرست و سطحی است و به تنزیه و  تفکیرهای یک جانبه می‌انجامد.

به هر صورت من به نوبه خود چاره‌ای ندارم جز اینکه تعریف مورد نظر خودم را که خواسته‌اید ارائه دهم. به نظر من عبارت است از: دریافت معنی و معنی دادن به / رمزگشائی و رمز‌پردازی از/ رازگشائی و رازگویی با / اشیاء و پدیده‌ها به طریقه عاطفی و  احساسی (شهودی و بی‌واسطه). به عبارت ساده‌تر هنر عبارت است از : «کشف معنی ـ با معناهای ـ پنهان و مکنون در ذات اشیاء و پدیده‌ها و انتقال آنها از دل به دل.»

آیا اصولاً می‌توان هنر را به شاخه‌های مختلفی تقسیم کرد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، انواع هنر کدامند؟

 

هنر انواع مختلف دارد. تقسیم‌بندی عمومی و کلی عبارت است از هنرهای محض و هنرهای کاربردی؛ که تحت عناوین دیگری همچون هنرهای زیبا و صنایع هنری، هنرهای مطلق و نسبی، حقیقی و مفید، درجه اول و درجه دوم و … نیز بیان شده است. بعضی‌ها با جدا کردن معماری از این تقسیم بندی دو گانه، سه نوع هنر تشخیص داده‌اند: درجه اول، بینابینی (معماری)، و درجه دوم. آنچه اهمیت دارد عناوین این طبقه‌بندی‌ها نیست. بلکه موضوع آن است. موضوع طبقه‌بندی عمومی هنر این است که دسته‌ای از هنرها دارای ویژگیهای زیراند:

۱- از لحاظ استفاده عملی نامشروط‌اند.

۲- نیازمند مقبولیت و مشروعیت (جامعه‌پسندی) نیستند.

۳- نیازمند امکانات تولیدی و سرمایه‌گذاری به منظور تولید نمی‌باشند.

جهت دانلود متن کامل مقاله معنای هنر از نظر نظامهای فکری و جهان بینی‌های مختلف کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : معنای هنر از نظر نظامهای فکری و جهان بینی‌های مختلف، مقاله معنای هنر از نظر نظامهای فکری و جهان بینی‌های مختلف، تحقیق معنای هنر از نظر نظامهای فکری و جهان بینی‌های مختلف، مقاله در مورد معنای هنر از نظر نظامهای فکری و جهان بینی‌های مختلف، تحقیق در مورد معنای هنر از نظر نظامهای فکری و جهان بینی‌های مختلف،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نگار موسوی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :