تبلیغات
تحقیق و مقالات روانشناسی - موسیقی در تعزیه
تحقیق و مقالات روانشناسی
پنجشنبه 19 فروردین 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله موسیقی در تعزیه شامل 21 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  موسیقی در تعزیه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

تعزیه، فریادی خاموش

تعزیه موسیقی ناب نواحی هنرپرور ایران را در چهارسوی کشور به جریان درآورد. از شمال به جنوب، از غرب به شرق. آواز سوزناک دشتی را به شمال فرستاد و آوازهای گرم ترکمنها را به سوی دوتار خراسان پرواز داد.

سنت عاشقانه دوست داشتن حضرت علی(ع) و خاندانش در میان ایرانیان همیشه پایدار بوده و هست. از آن روزهای سیاه که سایه بی‌رحمیهای قوم مغول ایران را دستخوش بادهای تیره کرده بود تا آن روزهای سرد که ایرانیان به اسارت زمستانی درآمده بودند که حاصل حمله‌های وحشی‌وار تیمور لنگ بود.

آن روزها که محمود غزنوی تکیه بر تخت سلطنت زده بود تا آن زمان که حکومت صفوی قدرت را به دست گرفت و بعد افشاریه آمد و زندیه و قاجاریه و همه دست به دست هم دادند تا به‌عنوان حکومت بر مردم ایران، این سرزمین را به دست چپاولگری و تاراج های نامردمانه وارثان تاج و تخت بسپارند. آن زمان که مرگ بر دیار خورشید حاکم بود و سایه سرد سکوت بر قلب ها افتاده بود، یک ستاره در دل این مردم می‌تابید، می‌خروشید و فریاد می‌زد.

عشق به حضرت علی(ع) و خاندان پاک او که به مردم جان می‌داد و بر پا ایستادن را توان. به آن روزگار درد و رنج که ایرانیان می‌خواستند از سویی عشق خود را به حضرت علی(ع) نمایان کنند و از سوی دیگر تصمیم به مبارزه با جور و ستم داشتند دانه تعزیه در سرزمین پاک دلها کاشته شد. هنری شگرف که از میان خاکسترهای به ظاهر رو به خاموشی رفته نیاکان پاک‌نهاد مردم ایران برخاست. مردمی که در اعماق ذهن همیشه بهاری خود چشمه‌ای جوشان را می‌جستند و به سویی حرکت می‌کردند که آسمان ابرهایی بارانی را در بر داشت.

استعداد شگفت بازی های دسته‌جمعی قبل از اسلام دوباره خود را نمایان ساخت و ایرانیان هنر تعزیه را با کمک ادبیات غنی، موسیقی پربار و ذهن خلاق خود هستی بخشیدند. دانه تعزیه نیاز به آبیاری داشت و خورشیدی را احتیاج داشت تا جوانه زند، رشد کند، ببالد و میوه دهد. موسیقی در این میانه به یاری این کودک نوپا شتافت. آفتاب هستی‌بخش و کهن‌سال موسیقی بر تعزیه تابید و دریای همیشه جوشان اشعار پارسی آبیاری‌اش کرد. تعزیه گمشده‌ای بود که از میان تاریکی و خموشی سنگین آوازها و ترانه‌های جاویدان ایرانی سر بر آورد، خورشیدوار درخشید و یگانه حامی هنر موسیقی ایرانی شد.

آن روزهای غمناک، موسیقی در پستوهای تاریک‌ِ خانه‌ها پنهان شده بود و جز اندک روشن‌فکران عاشقی که جهل را دشمن بودند و خدا را همواره جست‌وجوگر، همدمی نداشت. روزهای پرآه و حسرتی که می‌شد رنگ نامهربانی روزگار را بر چهره نحیف پیرمرد تارزن دید و صدای خفه کمانچه را از دستهای پرپینه و حسرت‌زده کمانچه‌زن عاشق شنید. در آن روزهای خفقان، تعزیه از راه رسید و محبوب دلها شد.آنها که خدا را در آوازهای ایرانی یافته بودند آن آوازها را به دیار تعزیه سپردند و خود راوی دردهای مظلومان کربلا و مدینه و توس شدند.

 آوازهای ایرانی در حنجره این عاشقان متبلور شد و چون تیری از کمان آرش دلهای صاحب‌دلان را صاحب گشت. تعزیه آمد و گمشده‌ها را راوی شد. این بار موسیقی در آسمان مذهب درخشید و در کنار نام پاک ائمه بالید و همین زنده ماندنش را یاری نمود.

پروردگار نمی‌خواست سکوت آوای فرشتگانی که بر زمین می‌زیستند را شاهد باشد و این بار تعزیه را به یاری این پیر کهن‌سال و مهجور فرستاد. تعزیه موسیقی ناب نواحی هنرپرور ایران را در چهارسوی کشور به جریان درآورد. از شمال به جنوب، از غرب به شرق. آواز سوزناک دشتی را به شمال فرستاد و آوازهای گرم ترکمنها را به سوی دوتار خراسان پرواز داد. بهارانه‌ها و زمستانه‌های محلی را در تمام ایران پراکند و عشق به موسیقی پاک الهی را یک‌بار دیگر در جانهای عاشقان زنده ساخت. موسیقی دستگاهی را به نقاط دوردست ایران فرستاد و زیبایی موسیقی سنتی را با افزودن مقامها و گوشه‌های محلی صدچندان نمود و این‌گونه موسیقی پا به پای تعزیه رشد کرد و بالید.

 آنکه صدای خوشی داشت عاشقانه تمام حنجره‌اش را به پای عشق حسین(ع) ریخت و آن کس که موسیقی می‌شناخت با دانسته‌هایش به تعزیه رونق بخشید. تعزیه در جان و دل و روح مردم نفوذ کرد. آنکه عاشق بود معشوقش را یافت. آن کس که عارف بود و قلندرمسلک، در دریای عرفانی تعزیه غرق گشت و آن عامی بی‌سواد که هیچ نمی‌دانست به جز عشق محمد و آل محمد چنان مجذوب این هنر غمگین شد که هر شب و روز انتظار برپایی دوباره تعزیه را می‌کشید تا اشکهایش را نثار قدوم فرشتگانی سازد که با صدای آسمانی‌شان مظلومیت و انسانیت را خاموشانه فریاد می‌کردند و این‌گونه بود که تعزیه نه‌تنها یک هنر بلکه یک ارزش ملی شد.

تعزیه حاصل افکار مذهبی اقوامی است که در طول سالهای متمادی به سبب تغییرات حکومتی و سیاسی، فشارهای اجتماعی بسیاری را متحمل شدند ولی هرگز از آرمانها، عقاید و هنر همیشه جاوید خویش دست نکشیدند.

 نتیجه عشقی است جاودان به خاندان عصمت و طهارت که در قالب نمایش، شعر و موسیقی متبلور گشت. راوی ارزش‌مندی اندیشه‌ای است که در طی سالها به صور گوناگون نمایان گشت و سرانجام خود را به شکل نمایشی شکوهمند و عاشقانه که حاصل عرفان والای آدمی است نشان داد. هنری که از ژرفای وجود ایرانیان برخاسته و بر جان و دل و روح هر صاحب‌دلی اثر می‌گذارد.

 کیست که آن آوازهای جان‌بخش را شنیده باشد و در هستی خویش زمزمه‌ای و غلغله‌ای را احساس نکرده باشد. حق آن است که تعزیه را با نگاهی ژرف‌تر بنگریم که تعزیه ـ حاصل همکاری مذهب، عشق، ادبیات و موسیقی ـ هنری است ملی ـ مذهبی، یادگار اندیشه والا و همیشه خروشان بزرگان این دیار و میراث گرانبهای صاحب‌دلان این مرز و بوم برای جویندگان طلای ناب حقیقت.تعزیه، فریادی است خاموش، برخاسته از اعماق قلب انسانیت در رثای بزرگ‌مردان و شیرزنانی که تاریخ را ارزش بخشیدند.

 موسیقی در تعزیه

همه ی نشانه ها گواه بر این است که از ابتدای شکل گیری هنر تعزیه در قالب نمایش موزیکال، چارچوب اصلی موسیقی آن، متکی به اصلی ترین الحان شناخته شده ی موسیقی ردیفی ایران یا موسیقی به اصطلاح دستگاهی بوده است. این که چرا و چگونه این نوع موسیقی یعنی موسیقی رسمی یکی از وجوه سه گانه ی ساختار موسیقایی این هنر را تشکیل داده، در حال حاضر برای همه ی پژوهشگران و صاحب نظران موضوعی روشن و پذیرفته است.

جهت دانلود متن کامل مقاله موسیقی در تعزیه کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : موسیقی در تعزیه، مقاله موسیقی در تعزیه، تحقیق موسیقی در تعزیه، مقاله در مورد موسیقی در تعزیه، تحقیق در مورد موسیقی در تعزیه،
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نگار موسوی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :