تبلیغات
تحقیق و مقالات روانشناسی - زندگی نامه شیخ احمد جام
تحقیق و مقالات روانشناسی
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله  زندگی نامه شیخ احمد جام شامل 30 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   زندگی نامه شیخ احمد جام می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

شیخ احمد جام (ژنده پیل)

شیخ الاسلام ابونصر احمد بن ابوالحسن بن احمد بن محمد نامقی جامی معروف به احمد ژنده پیل یا احمد جام از بزرگان مشایخ عرفان ایرانی در نیمه دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری است. وی در سال ۴۴۱ هجری در قریه نامق یا نامه از توابع جام از اعمال ترشیز ولادت یافت.  پدرانش برزگر بودند و او در جوانی آمی بود و در نوشخواری و میگساری افراط می کرد.

 سرانجام در بیست و دو سالگی توبه کرد و وارد حلقه تصوف شد.  دوازده سال در کوه نامق و شش سال در کوه بیزد در خاک جام بخلوت نشست و سپس بنای ارشاد را گذاشت.  نخست در سرخس و استاد و زورآباد بود و در ضمن سفرهایی به هرات و نیشابور و بوزجان و مرو و باخرز و بسطام کرد و به حج رفت.  سرانجام به روستای معدآباد در سرزمین جام رفت و در همانجا به سال ۵۳۶ هجری در ۹۵ سالگی زندگی را بدرود گفت.  در بیرون دروازه معدآباد بخاک سپرده شد.

مزار وی هم اکنون در همان ناحیه که امروز تربت خوانده میشود برپاست، و زیارتگاهست و بهمین جهت آن محل را تربت جام میخوانند.  ساختمان آرامگاه وی را ملک غیاث الدین محمد کرت در سال ۷۱۹ هجری ساخته است.

 

شیخ احمد جام

به روایات فرزند شیخ احمد جام

به محض ورود به تربت جام حال و هواى خاصى به آدم روى مى‏آورد پاکیزگى فضاى مجموعه تربت جام انسان را سبک‏بال‏مى‏سازد و در میان جمعى از مهربان‏ترین مخلوقات روى زمین تصور مى‏کنم در گهواره‏اى مملو از صفا و محبت به هر سوى کشیده‏مى‏شوم.

در دفتر کار حاج آقا شرف‏الدین حاج الاحمدى فرزند شیخ احمد جام و تولیت مجموعه پاى صحبت گرم و دلنوازى نشسته‏ام با جان‏و دل مى‏شنوم.

«حضرت شیخ احمد جام قدس سره از اولاد حضرت جریربن عبداللّه وجلى، از اصحاب بزرگ پیامبر گرامى اسلام بوده است.اصل‏شان از یمن بوده، جریر هنگامى که در سال آخر بعثت به حضور حضرت پیامبر اسلام مشرف شد، حضرت رسول رداى مبارک را برروى زمین پهن کردند و فرمودند، جریر روى ردا بنشیند و حدیث مشهورى بر این واقعه وجود دارد که حضرت پیامبر فرمود: هرگاه بزرگ‏قومى نزد شما آمد او را اکرام کنید.

 این حدیث در مورد جریربن عبداللّه اتفاق افتاده است.» حاج آقا شرف‏الدین جامى الاحمدى تولیت مجموعه مزار، امام جمعه، رهبر معنوى و قاضى شرع مردم تربت جام که با ۲۳ واسطه‏ شجره‏اش به شیخ احمد جام مى‏رسد مردى وارسته و عارفى بزرگوار است که فیض محضرش لذت فراوانى دارد.

 روحانى خوش بیان دریک محیط آرام‏بخش و ساده که محل کار وى و خانه امید هزاران انسان با خدایى است که براى حل مشکلات خود به آنجا روى‏مى‏آورند، با شور و هیجان خاصى از جد بزرگوار خود براى «گردشگرى» حکایت مى‏کند:

 «حضرت شیخ احمد جام ششمین نسل از حضرت جریربن عبداللّه در ماه محرم سال ۴۴۰ هجرى قمرى در قریه نامق ترشیز(کاشمر) چشم به جهان گشود پدرش ابوالحسن نام داشت و «بونصر» کنیه‏اش بود.

 جوانى رشید و پهلوان و خوش اندام بود و مانندهمسالانش به تقاضاى جوانى به عیش و عشرت مى‏پرداخت.

 در ۲۲ سالگى واقعه‏اى پیش آمد. او و یارانش پس از توبه از رفتار گذشته‏خود هر یک به سویى روى نهادند و عزلت پیشه کردند و احمد جوان ۱۲ سال در وههاى نامق و ۶ سال در میان کوه بزد در غرب تربت‏جام خلوت‏نشین شد و به تزکیه نفس پرداخت و به مدد بارقه‏اى الهى در وادى تقوا گام نهاد.»

هنگامى که به بناى مسجد نور در بالاى تپه معدآباد اراده کرد و گفت مى‏خواهد آب زراعتى را از پایین به بالاى تپه ببرد حیرت کردندو چه‏بسا او را دیوانه تصور کردند و زارع مالک آب وقتى از تصمیم شیخ باخبر شد به او پرخاش کرد و با بیل به سرش کوبید. شیخ به اوگفت: اى غول! و با کشیدن عصایش بر روى زمین آب را به بالاى تپه منتقل ساخت. مردى که با بیل به سر شیخ زده بود با دیدن کرامات‏شیخ لقب غول را که از شیخ دریافت کرده بود با افتخار براى خود و فرزندانش نگهداشت که هنوز هم فامیل غول احمدى در تربت جام‏وجود دارد.

هنگام پوشش سقف مسجد یکى از چوبها کوتاهتر از چوبهاى دیگر بود از شیخ کمک‏خواستند، شیخ یک طرف چوب را به دست خود گرفت و سر دیگر چوب را به شخصى‏واگذاشت و گفت چوب را بکش و زمانى که چوب را کشیدند بلندتر شد. حتى یک متر از دیوارهم بیرون آمد. هنوز این چوب در بالاى مسجد مشاهده مى‏شود.

شیخ که به اقصى نقاط جهان هجرت کرده بود در روستاى معدآباد خانقاهى براى موعظه وتدریس مریدانش احداث کرد.

روستاى ساده معدآباد به برکت وجود شیخ احمد رونق یافت و بعدها با استقبال زائران ومریدان و ارادتمندان وى از اهمیت فراوانى برخوردار شد و جاى شهر اصلى جام را گرفت.

«زمانى هم شیخ در کوچه ‏هاى سرخس آواز حکیمانیم، حکیمانیم و طبیبانیم سر مى‏داد وبیمارانى را که دچار مرضهاى صب‏العلاج بودند شفا مى‏بخشید پس از شفا یافتن بیمارش، او رااز خانه بیرون مى‏آورد و همراهش در کوچه‏ها راه مى‏رفت.

«در زمان حیات ایشان سلطان سنجر سلجوقى که به منظور دفع اسماعیلیه به بوژگان تربت‏جام وارد شده بود شنید که شخصى به نام احمد اهل کرامات و خوارق عادت است. سلطان‏سنجر او را نزد خود مى‏خواند.

 شیخ به فرستاده مى‏گوید ما با سلطان کارى نداریم اگر او کارى‏دارد بیاید! سلطان سنجر از شنیدن ماجرا خشمگین مى‏شود و تصمیم مى‏گیرد مامورانى براى‏جلب شیخ اعزام کند.

 در این هنگام به سلطان خبر مى‏رسد که همه اسب‏هاى سپاه دچار بیمارى‏وحشتناکى شده‏اند. سلطان با تصور ارتباط بیمارى اسبها با بى‏احترامى به شیخ از جلب او صرف‏نظر کرده و خود با وزرا و امیران به دیدار شیخ عزیمت مى‏کند.

جهت دانلود متن کامل مقاله  زندگی نامه شیخ احمد جام کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : زندگی نامه شیخ احمد جام، مقاله زندگی نامه شیخ احمد جام، تحقیق زندگی نامه شیخ احمد جام، مقاله در مورد زندگی نامه شیخ احمد جام، تحقیق در مورد زندگی نامه شیخ احمد جام،
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نگار موسوی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :